شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٩٩ - ٤٨٨٦ حلو الدنيا صبر و غذاؤها سمام و اسبابها رمام
كند از آن، تلخى آن ترس و حذر سخت و دشوار سازد شيرينى آن ايمنى را. و مراد اينست كه رفاهيت و ايمنى اگر در دنيا باشد چنين است و شيرينى آن آميخته بتلخى خوف و حذر از آخرت باشد پس حريص بر لذتهاى آن نبايد بود و سعى از براى رفاهيت و ايمنى در آخرت بايد كرد كه بهيچ وجه آميخته بتلخى و كدورتى نباشد.
٤٨٨٤ حلاوة المعصية يفسدها اليم العقوبة.
شيرينى گناه فاسد ميكند آنرا عقوبت دردناك.
٤٨٨٥ حلاوة الشهوة ينغصها عار الفضيحة.
شيرينى خواهش يعنى آنچه خواهش آن باشد از حرامها تيره و ناصاف مىسازد آنرا عار و رسوائى يعنى رسوائى در آخرت كه در عقب دارد.
٤٨٨٦ حلو الدنيا صبر[١] و غذاؤها سمام[٢] و اسبابها رمام[٣].
شيرينى دنيا صبر است يعنى مانند «صبر» و آن بمعنى دواى معروف تلخ است، و غذاى آن زهر است، و اسباب آن پارههاى ريسمان پوسيده است.
[١] - شارح( ره) در حاشيه گفته:«( صبر) بمعنى دواى مشهور بكسر باست و ساكن نمىكنند آنرا مگر از براى ضرورت شعرى»، در منتهى الارب گفته:« صبر ككتف و لا يسكن الا فى ضرورة شعر عصاره درختى تلخ است و بهندى ايلوا» و در اين شعر معروف عربى كه از ابيات حماسه ابى تمام است نيز همان معنى مراد است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] - در منتهى الارب گفته:« سم سوراخ و زهر قاتل و يثلثان، سموم و سمام جمع».
[٣] - در منتهى الارب گفته:« حبل رمام ككتاب رسن كهنه و پوسيده، رمام كغراب مثله».