شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦٧ - ٤٧٦٨ جهل الشاب معذور، و علمه محقور
كه جلا دهيد آنها را از كورى يا ضعف بينائى كه دارند بحسب اصل خلقت تا اين كه بعد از آن جلا پى بحقائق و معارف توانند برد و تحصيل علوم توانند نمود، پس بايد كه جلا داد آنها را و بكار فرمود و نگذاشت كه باطل شوند و ضايع گردند. و مراد به «ديده ها» ديده هاى بصيرت است، و به «جلا دادن آنها» جلا دادن آنها و تند گردانيدن آنها بفكر و تأمل، و ممكن است كه «عشاها» بغين نقطهدار خوانده شود يعنى «غشاها»، و ترجمه اين باشد كه: تا جلا داده شوند از پرده آنها يعنى پرده كه بپوشاند آنها را و مانع از بينائى آنها گردد.
٤٧٦٥ جهل الغنى يضعه، و علم الفقير يرفعه.
نادانى توانگر پست مرتبه ميكند او را، و دانش درويش بلند مرتبه مىگرداند او را.
٤٧٦٦ جميل النية سبب لبلوغ الامنية.
نيت نيكو سبب رسيدن بمراد است، يعنى مرادهاى اخروى بلكه دنيوى نيز.
٤٧٦٧ جهل المشير هلاك المستشير.
نادانى مشورت بيننده سبب هلاك شدن طلب مشورت كننده است، زيرا كه او براى مشورت كننده عمل ميكند و هرگاه او نادان باشد بسيارست كه مصلحتى از براى او مىبيند كه سبب زيان و خسران عظيم باشد از براى او و غرض اين است كه بايد مشورت با كسى كرد كه از دانائى او خاطر جمع باشد.
٤٧٦٨ جهل الشاب معذور، و علمه محقور.
نادانى جوان معذور است و علم او محقورست، يعنى جوانى اگر نادان باشد خداى عز و جل او را معذور مىدارد باعتبار اين كه چندان عمر نكرده كه با آن عمر چندان قبيح باشد از او جهل، بخلاف پير كه اگر نادان باشد با وجود عمر دراز عذرى از براى او نباشد، و «علم او محقورست» يعنى خوار شمرده شده است يعنى چندان