شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٨ - ٤١٤٤ اذا اتتك المحن فاقعد لها فان قيامك فيها زيادة لها
چيزى يا نهى از خصوص چيزى شده و حكم آن جاريست در هر چه مثل و مانند آن باشد پس آدمى بايد كه همه آنها را از آنها[١] استنباط كند و حكم آنها را در همه جارى سازد و بدارد نفس خود را بر كردن هر چه مثل و مانند آنها باشد كه امر شده به آنها و بر ترك هر چه مثل آنها باشد كه نهى شده از آنها، نهايت اين از براى جمعى است كه قادر بر استنباط باشند و پى بعلت و سبب حكم توانند برد پس در هر چه دانند كه علت حكم موجود است بايد كه حكم را جارى كنند مثل اين كه در قرآن مجيد نهى شده از اف گفتن بپدر و مادر و معلوم است كه اين از براى رعايت حرمت ايشان است پس هر اذيتى كه مثل اف گفتن باشد در هتك حرمت ايشان بايد كه ترك نمود اين است كه علماى ما رضوان الله تعالى عليهم أجمعين با آنكه منكر قياس اند قياس منصوص العله را تجويز ميكنند و حجت مىدانند، و ممكن است كه «قرآن» بكسر قاف و بى همزه خوانده شود بمعنى همراهى و با هم بودن و معنى اين باشد كه هرگاه بخواند ترا همنشين بسوى خوئى نيكو پس بگير نفس خود را بمانندهاى آن يعنى هرگاه همنشينى با كسى كه خوى نيكوئى داشته باشد در تو اثر كند و تو آن خوى را كسب كنى معلوم مىشود كه صحبت همنشين در تو اثر ميكند پس بدار نفس خود را بر مانندهاى آن از خويهاى نيكوى ديگر باين كه همنشينى كنى با جمعى ديگر كه آن خويها را داشته باشند تا آنها را نيز كسب كنى، و ممكن است كه مراد اين باشد كه بدار نفس خود را بر مانندهاى آن، يعنى تو نيز خويهاى نيكو كسب كن تا همنشينى او نيز با تو اثر كند در او، و تلافى آنچه از او كسب كرده بلكه زياده بر آن بشود.
٤١٤٤ اذا اتتك المحن فاقعد لها فان قيامك فيها زيادة لها.
هرگاه بيايد ترا محنتها پس بنشين از براى آنها پس بدرستى كه برخاستن تو در آنها زيادتى است بر آنها، ممكن است كه مراد محنتها باشد كه از جانب حق تعالى باشد و مراد به «نشستن در آنها» صبر كردن و شكيبائى نمودن باشد و مراد به «برخاستن
[١] - كذا صريحا بخطه الشريف، و بهتر آن بود كه در هر دو مورد« آن» ذكر كند.