شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧ - ٣٧٣٥ ان اسلمت نفسك لله سلمت نفسك
قدر شعور دارى كه خود را بشناسى زيرا كه آن كافى است در امثال آنچه مىگويم، يا اين كه اگر رسيده بحقيقت شناخت نفس خود و اين كه خلق آن بلهو و عبث نشده بلكه از براى عبادات و استحقاق جزاى آنهاست كه در آخرت بعمل آيد «و نيكوئى آن دروغ است» باعتبار اين كه هيچ چيزى از آن نيست كه آميخته نباشد بشرى، و بر تقديرى كه خالص باشد چون زايل و منقطع است پس گويا در حقيقت نيكوئى ندارد و نيكوئى آن دروغ است، «و آرايش آن فريب است» يعنى مردم را فريب دهد و از آخرت باز دارد و مراد بابرهاى آن هر چيزى است در آن كه منشأ خيرى و نفعى باشد و تشبيه شده بابر باعتبار كثرت خير و نفع آن و «گشوده شده است» يعنى بزودى گشوده و زايل خواهد شد و همچنين عطاهاى او بزودى برگردد از اين كس و بديگرى منتقل شود پس آنها شايسته آن نيستند كه آدمى مشغول آنها گردد و بسبب آن خود را از آخرت و نعمتهاى دائمى و رحمتهاى پاينده آن محروم گرداند و پوشيده نيست كه مراد أمر باعراض از دنياست هرگاه غرض از آن محض دنيا باشد اما هرگاه غرض از آن صرف آن باشد در امورى چند كه باعث تحصيل آخرت باشد پس آن در حقيقت طلب دنيا نيست بلكه طلب آخرت است و نيكو و مستحسن است و باين وجه جمع مىشود ميانه امثال اين اخبار و بعضى اخبار ديگر كه متضمن مدح دنيا باشد.
٣٧٣٤ ان آمنت بالله امن منقلبك.
اگر ايمان آورده بخدا ايمن باشد جاى بازگشت تو يعنى اگر راست ميگوئى كه ايمان آورده، و ممكن است كه معنى اين باشد كه اگر ايمان بياورى بخدا و مراد حقيقت ايمان است زيرا كه هر كه حقيقت ايمان بخدا آورد و تصديق او چنانكه بايد بكند از فرمان او در نرود و هر كه مخالفت فرمان او نكند يقين جاى بازگشت او امن است و او را خطرى نباشد در آن.
٣٧٣٥ ان اسلمت نفسك لله سلمت نفسك.