شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠٠ - ٤٥٣٥ تزودوا من الدنيا ما تحوزون به انفسكم غدا و خذوا من الفناء للبقاء
و تفتيش احوال خود واضح و لايح مىشود، پس آدمى بايد كه نهايت سعى كند در آن باب، و سهل انگارى نكند، كه باندك مسامحه خالص نمىماند و فاسد گردد، و ثمره بر آن بغير از وزر و وبال مترتب نشود.
٤٥٣٤ تحلوا بالاخذ بالفضل، و الكف عن البغى، و العمل بالحق، و الانصاف من النفس و اجتناب الفساد، و اصلاح المعاد.
آراسته شويد بفراگرفتن فضل، و باز ايستادن از بغى، و عملكردن بحق، و انصاف آوردن از نفس، و دورى گزيدن از فساد، و بصلاح آوردن آخرت. مراد به «فضل» احسان و دهش است، يا هر چه باعث افزونى مرتبه آدمى گردد، و بنا بر اين ذكر باقى فضائل از قبيل تخصيص بعد از تعميم است از براى زيادتى اهتمام به آنها. و مراد به «بغى» جور و ستم است، يا طغيان و سركشى و اطاعت نكردن كسى كه اطاعت او واجب باشد، يا سربلندى نمودن و عجب و خود بينى، يا دروغگفتن، زيرا كه «بغى» بهمه اين معانى آمده چنانكه مكرر مذكور شد. و مراد به «انصاف» چنانكه مكرر مذكور شد عدل مقابل ظلم است و اين كه خود را با هر كه بسنجد نصف داند و آن ديگر را نصف، و جانب خود را بر آن ترجيح ندهد و براى رعايت خود جورى بر ديگرى نكند، و همچنين ميانه هر دو كس غير خود، و مراد به «فساد» فساد كردن ميان مردم است، يا هر چه باعث فساد عمل و حال آدمى باشد، يا هر كار لغو باطلى.
٤٥٣٥ تزودوا من الدنيا ما تحوزون[١] به انفسكم غدا و خذوا من الفناء للبقاء.
توشه بر گيريد از دنيا آنچه را جمع كنيد بآن نفسهاى خود را فردا، و فرا گيريد از فنا از براى بقا. «آنچه را جمع كنيد» يعنى اعمال خيرى چند كه بسبب آنها جمع كنيد
[١] - در نهج البلاغه« تحرزون» ضبط شده،( رجوع شود بخطبه ٢٨، ج ١ شرح ابن ابى الحديد چاپ مصر، ص ١٤٦) پس معنى اين مىشود كه:« نگاهداريد با آن خودتان را فردا».