شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٦ - ٤٥٧٦ تكثرك بمالا يبقى لك و لا تبقى له من اعظم الجهل
يا تحمل و بر خود گرفتن ديون مردم و اخراجات و مؤنات ايشان.
٤٥٧٢ تدارك فى آخر عمرك ما اضعته فى اوله تسعد بمنقلبك.
بازيافت و تلافى كن در آخر عمر خود آنچه را ضايع كرده باشى در اول آن تا نيكبخت گردانى بازگشت خود را، يا نيكبخت گردى در بازگشت خود[١].
٤٥٧٣ تزكية الاشرار من اعظم الاوزار.
پاكيزه وانمودن بدان از بزرگترين گناهان است، زيرا كه دروغ فى نفسه از گناهان بزرگ است و اين دروغ متضمن ترك نهى از منكر نيز شده بلكه متضمن ترغيب بآن.
٤٥٧٤ تفكرك يفيدك الاستبصار و يكسبك الاعتبار.
فكر كردن تو مىبخشد بتو بينائى را، و كسب مىفرمايد ترا عبرت گرفتن.
٤٥٧٥ تكبرك فى الولاية ذل فى العزل.
تكبر كردن تو در حكومت خواريى است در معزولى. يعنى سبب خوارى در معزولى مىشود، زيرا كه نمىشود كه مردم بسبب تكبر كسى با او بد نشوند و در صدد تلافى نباشند و چون در وقت حكومت تلافى آن نمىتوانند كرد مىگذرانند و بعد از معزولى كه مىتوانند تلافى كرد تلافى ميكنند و او را خفيف و خوار مىنمايند، و قطع نظر از آن ظاهرست كه در وقت عزل خود تكبر نمىتواند كرد و اگر بكند خفيف و خوار مىگردد پس ناچار بايد كه تغيير سلوك نمايد و ظاهرست كه همين در نظر بصيرت خفت و خواريى است و غرض اين است كه حكام بايد كه رعايت اين بكنند و در زمان حكومت تكبر نكنند تا از خوارى در معزولى ايمن باشند.
٤٥٧٦ تكثرك بمالا يبقى لك و لا تبقى له من اعظم الجهل.
[١] - معنى اول« تسعد بمنقلبك» مبنى بر آنست كه باء براى تعديه باشد و در معنى دوم باء براى ظرفيت ميباشد و مىتواند بود كه باء براى سببيت و وسيله بودن باشد يعنى بسبب و وسيله بازگشت خود.