شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥٤ - ٥٠٧٥ خيانة المستسلم و المستشير من افظع الأمور و أعظم الشرور و موجب عذاب السعير
٥٠٧٤ خطر الدنيا يسير، و حاصلها حقير، و بهجتها زور، و مواهبها غرور.
قدر دنيا اندك است، و حاصل آن كوچك است، و شادمانى آن باطل است.
و بخششهاى آن فريب است، وجه همه اينها ظاهرست چه امرى كه در اندك وقتى زايل و فانى گردد هر چند عظيم باشد قدر آن اندك است و حاصل آن كوچك، و ظاهرست كه شادمانى آن بىآميختگى بمكاره نباشد و كم است كه وزر و وبالى در عقب نداشته باشد، و بطلان چنين شادمانى ظاهرست، و بر فرضى كه خالص از آنها باشد همان انقطاع و زوال آن كافى است از براى بطلان آن. «و بخششهاى آن فريب است» زيرا كه لذتى چند است خسيسه دنيه فانيه زائله آميخته بصد گونه درد و الم و اندوه و غم، و با وجود اينها فريب دهند آدمى را و مشغول سازند از سعى از براى آخرت و نعما[١] و آلايش[٢] كه از آلايش درد و اندوه مصفااند و از بيم زوال و اختلال مبرا.
٥٠٧٥ خيانة المستسلم و المستشير من افظع الأمور و أعظم الشرور و موجب عذاب السعير.
خيانت كردن با مستسلم و مستشير از شنيعترين چيزهاست، و بزرگترين بديهاست، و واجب كننده عذاب آتش افروخته است. مراد به «مستسلم» كسيست كه مطيع و منقاد اين كس باشد، و به «مستشير» كسى كه مشورت با اين كس كند، و ظاهرست كه خيانت اگر چه مطلق آن شنيع و بد است، با اين دو كس شنيع تر و بدتر باشد، و بآن اعتبار واجب سازد آتش جهنم را، چنانكه آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه فرموده.
[١] - در منتهى الارب گفته:« نعماء كصحراء نعمت، و شادمانى، و دست رس نيكو، و نيكوئى كه كرده شود در حق كسى».
[٢] - در منتهى الارب گفته:« الى( كعلى) و الى( كالى) و الى و الى نعمت، آلاء جمع».