شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٧ - ٤٤٧٠ تضييع المعروف وضعه فى غير عروف
٤٤٦٦ تفال بالخير تنجح.
بفال نيك گير كار خير را تا صاحب فيروزى گردى يعنى هر كار خيرى كه بكنى آن را بفال خوب گير از براى خود و بايمن و بركت دان كه هرگاه چنين كنى فيروزى يابى بسعادت و نيكبختى.
٤٤٦٧ تواضع لله يرفعك.
فروتنى كردن از براى خدا تا بلند گرداند ترا يعنى فروتنى كن در درگاه حق تعالى يا با مردم از براى رضاى خداى عز و جل كه هرگاه چنين كنى خدا بلند مرتبه گرداند ترا.
٤٤٦٨ تمسك بطاعة الله يزلفك.
دست در زن بفرمانبردارى خدا تا نزديك سازد ترا يعنى تا اين كه خداى تبارك و تعالى يا دست زدن بفرمانبردارى او نزديك گرداند ترا نزديكى معنوى بجانب درگاه كبريائى.
٤٤٦٩ تعجيل المعروف ملاك المعروف.
شتاب كردن در احسان ملاك احسان است، «ملاك چيزى» چيزى است كه آن چيز بآن بر پاى باشد و بآن مالك آن چيز توان شد و مراد اين است كه اصل و عمده در احسان اين است كه آدمى در آن شتاب كند و زود بكند و تأخير نكند زيرا كه در تأخير آفات است مبادا فرصت فوت شود و ديگر ميسر نشود و هرگاه تأخير از براى سايلى بشود يا كسى كه متوقع احسان اين كس باشد باعث تعب و زحمت انتظار نيز گردد.
٤٤٧٠ تضييع المعروف وضعه فى غير عروف.
ضايعكردن احسان گذاشتن آنست در غير كسى كه بشناسد يعنى كردن آن نسبت بكسى كه حق احسان را نشناسد.