شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٥ - ٥٠٥٦ خف ربك خوفا يشغلك عن رجائه، و ارجه رجاء من لا يأمن خوفه
اعتقادات پنهانى را. «دريده است علم خدا» يعنى شكافته است آنرا و رسيده است بآن. و «فرو گرفته» يعنى بقعر اعتقادات عميقه پنهانى رسيده، و ممكن است كه ترجمه «و أحاط» (تا آخر) اين باشد كه: و فرو گرفته پوشيده هاى اعتقادات نهانى را، و وصف به هر يك از «پوشيدهها» و «نهانى» از براى تأكيد باشد. و «فروگرفته آنها را» يعنى بهمه آنها تعلق گرفته و بهمه آنها رسيده.
٥٠٥٤ خف تامن و لا تامن فتخف.
بترس از خدا تا ايمن گردى و ايمن مگرد پس ترسناك گردى. يعنى اگر ايمن گردى بايد كه ترسناك گردى يا عاقبت ترسناك گردى.
پوشيده نيست كه اين تركيب موافق قول كسائى است كه «لا تكفر فتدخل النار» را تجويز كرده و بر تقدير صحت نسبت آن بآن حضرت صلوات الله و سلامه عليه حجت آن مىشود.
٥٠٥٥ خير الاعمال اعتدال الرجاء و الخوف.
بهترين عملها برابرى اميد و ترس است يعنى اميد رحمت حق تعالى و ترس از عقاب او، و اين معنى در احاديث ديگر نيز وارد شده.
٥٠٥٦ خف ربك خوفا يشغلك عن رجائه، و ارجه رجاء من لا يأمن خوفه.
بترس از پروردگار خود ترسيدنى كه مشغول سازد ترا از اميد باو، و اميد دار او را اميد كسى كه ايمن نباشد از ترس او، يعنى اميد كسى كه آميخته باشد اميد او بترس پس ايمن نباشد از ترس او يعنى فارغ نباشد از آن و بىآن نباشد.
پوشيده نيست كه ظاهر اين فقره مباركه اينست كه خوف بايد كه زياد بر اميد باشد زيرا كه در طرف ترس فرمودند كه: «ترسى كه مشغول سازد ترا از اميد او» يعنى نگذارد كه باميد پردازى، و در طرف اميد فرمودند: «اميد كسى كه اميد او آميخته باشد بترس» پس ترس بايد كه زياد باشد از اميد، و اين منافات دارد