شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٥ - ٤١٠٩ اذا حدتك القدرة على ظلم الناس فاذكر قدرة الله سبحانه على عقوبتك و ذهاب ما آتيت اليهم عنهم و بقاءه عليك
كه رنج و تعب زياد كشد، و «مكر كن با روزگار در مصيبتهاى آن» يعنى به آن چه مذكور شد از سختى كردن در امرهاى دشوار، و «مكر كن با روزگار از براى خلاصى از مصيبتهاى آن» يعنى اين چاره است از براى آن كه اگر بكنى آن را سهل گردد آنها بر تو، و اطلاق «مكر» بر اين، باعتبار اين است كه شبيه است بمكر از راه اين كه همواره روزگار در پى ايذاء و آزار آدمى است و مصائب و حوادث آن از براى اين غرض است پس هرگاه كسى بى خبر او چاره و تدبيرى كند از براى دفع آن و هر چند او تير مصيبت اندازد و طعنه حادثه زند گزندى باو نرساند و او را از آن مكروهى نرسد غرض آن بعمل نيايد پس بمنزله اين است كه مكرى كرده با او چه حقيقت مكر با كسى اين است كه كسى پنهان از او كارى كند كه ناگاه مكروه آن باو رسد و ظاهرست كه محروم ساختن كسى را از آنچه خواهش او داشته باشد و باطل كردن سعى كسى در امرى مكروهى است عظيم از براى او، و قبل از اين مذكور شد كه بناى امثال اين سخنان بر اجراى كلام است بر طور شايع ميانه مردم از نسبت اين امور بروزگار و زمان و از قبيل اسناد امرى كه واقع شود در چيزى بآن، و ممكن است كه مراد بفقره اول اين باشد كه هرگاه بترسى از سختى و دشوارى كارى كه بايد كرد بسبب آن ترك مكن آن را بلكه تو نيز سختى كن در آن و بجد و جهد تمام متوجه آن شو هرگاه چنين كنى سهل مىشود از براى تو و آسان مىگردد چنانكه مشهور است كه هر كه طلب كند امرى را و جد كند در آن مىيابد آن را، و مراد بفقره دويم اين باشد كه مكر كن با روزگار از براى خلاصى از مصيبتهاى آن و آسان شدن آنها، يا بصبر و تحمل چنانكه مذكور شد، و يا بوجهى ديگر از وجوهى كه باعث آسانى آنها شود، مثل اين كه بدى كه از كسى بتو برسد برين حمل كنى كه ندانسته بوده يا غرض صحيحى در آن داشته و غرض ايذاء تو نبوده و اطلاق مكر بنا بر اين نيز باعتبارى است كه مذكور شد.
٤١٠٩ اذا حدتك القدرة على ظلم الناس فاذكر قدرة الله سبحانه على عقوبتك و ذهاب ما آتيت اليهم عنهم و بقاءه عليك.