شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٢ - ٤١٥٠ اذا استولى الصلاح على الزمان و اهله ثم اساء الظن رجل برجل لم يظهر منه خزية فقد ظلم و اعتدى
خود را پس بدرستى كه خداى تعالى كريمتر است از اين كه سؤال كرده شود دو حاجت پس بر آورد يكى از آنها را و منع كند آن ديگرى را، مراد اين است كه هر كه از خدا طلب رحمت كند از براى پيغمبر ٦- البته آن دعاى او مقبول و مستجاب است، پس هرگاه حاجت ديگر نيز با آن بخواهد آن هم برآيد زيرا كه خداى تبارك و تعالى كريمتر است از اين كه كسى از او دو حاجت بطلبد و او يكى را برآورد و يكى را بر نياورد پس هرگاه يك حاجت را كه رحمت فرستادن بر پيغمبر ٦ باشد بيقين برآورد آن حاجت ديگر را نيز بتبعيت آن برخواهد آورد، و پوشيده نيست كه بنا بر اين وجه هرگاه طلب حاجت همراه باشد با طلب رحمت بر آن حضرت ٦ بايد كه برآورده شود خواه ابتدا بطلب رحمت كند و خواه بحاجت پس امر بخصوص ابتدا بطلب رحمت جهت آن معنى نيست بلكه از براى تيمن و تبرك و رعايت تعظيم و تبجيل آن حضرت است كه آدمى مطلبى را كه از براى او خواهد مقدم دارد بر مطلبى كه از براى خود باشد، و ايضا چون آن را وسيله برآوردن مطلب خود ميكند بايد كه وسيله را مقدم دارد و در بعضى احاديث وارد شده كه:
هرگاه طلب حاجتى از خدا كنى پيش از آن و بعد از آن طلب رحمت از براى پيغمبر ٦ بكن كه طلب حاجت ميانه هر دو واقع شود از براى اين كه خداى تبارك و تعالى كريمتر است از اين كه كسى سه مطلب از او بطلبد و او اول و آخر را برآورد و وسط را بر نياورد، و ظاهر اين است كه هر دو نحو خوب باشد و طريق دوم بهتر باشد باعتبار اين كه مشتمل بر طريق اول باشد با زياده بر آن.
٤١٥٠ اذا استولى الصلاح على الزمان و اهله ثم اساء الظن رجل برجل لم يظهر منه خزية فقد ظلم و اعتدى.
هرگاه غالب باشد صلاح بر روزگار و اهل آن پس بدگمان باشد مردى بمردى كه ظاهر نشده باشد از او بديى پس بتحقيق كه ستم كرده و ظلم كرده، مراد