شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٦ - ٥٠٥٨ خف الله خوف من شغل بالفكر قلبه، فان الخوف مظنة الامن و سجن النفس عن المعاصى
با آنچه در فقره سابق مذكور شد كه «بهترين عملها برابرى اميد و ترس است» و در احاديث ديگر نيز امر ببرابرى آنها شده. و دور نيست كه «لا يشغلك» باشد و «لا» از قلم ناسخ افتاده باشد و معنى اين باشد كه «ترسى كه مشغول نسازد ترا از اميد او» يعنى با وجود آن اميد باو نيز داشته باشى، و بنا بر اين هر دو برابر مىتواند بود.
٥٠٥٧ خالف من خالف الحق الى غيره، و دعه و ما رضى لنفسه.
مخالفت كن كسى را كه مخالفت كند حق را بسوى غير آن، و واگذار او را با آنچه راضى شده بآن از براى نفس خود. يعنى با آن باطلى كه مخالفت كرده حق را در آن و رفته بسوى آن.
٥٠٥٨ خف الله خوف من شغل بالفكر قلبه، فان الخوف مظنة[١] الامن و سجن النفس عن المعاصى.
بترس از خدا ترسيدن كسى كه مشغول سازد بفكر دل خود را، پس بدرستى كه ترس جايگاه گمان امن است، و حبس نفس است از گناهان. و در بعضى نسخهها بجاى «مظنه» بظاى نقطه دار و نون «مطيه» بطاى بى نقطه و ياى دو نقطه زير است و بنا بر اين ترجمه اينست كه «بدرستى كه ترس شترسوارى امن است، يا شتر باربردار آنست» يعنى شتريست كه امن را بار آن كنند و بر هر تقدير مجاز است و مراد اينست كه: ترس لازم دارد ايمنى را و سبب آن مىشود، و «سجن» در بعضى نسخهها بسين بى نقطه مكسور و جيم ساكن است و در بعضى بشين نقطه دار مفتوح و جيم ساكن
[١] - در منتهى الارب گفته:« مظنة الشىء» بكسر الظاء جاى گمانبردن چيزى كه در آن جاى است، مظان جمع» ابن الاثير در النهايه گفته:« و فى حديث صلة بن أشيم: طلبت الدنيا مظان حلالها، المظان جمع مظنة بكسر الظاء و هو موضع الشىء و معدنه، مفعلة من الظن بمعنى العلم، و كان القياس فتح الظاء و انما كسرت لاجل الهاء، المعنى: طلبتها فى المواضع التي يعلم فيها الحلال»