شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١٥ - ٤٩٤٠ حق على الملك ان يسوس نفسه قبل جنده
برچيده مىشود سخن آن نيز همراه آن بر هم پيچيده مىشود، يعنى سخنى از آن هم در زبان نمى ماند پس چيزى كه بقاى آن اين باشد فريفته آن نمىتوان شد. و ممكن است كه مراد اين باشد كه: سخن هر مجلسى بايد كه در نور ديده شود با بساط آن، يعنى بعد از انقضاى آن مجلس اسرار آن مجلس را نبايد نقل كرد[١].
٤٩٣٨ حكم على مكثرى اهل الدنيا بالفاقة، و اعين من غنى عنها بالراحة.
حكم شده بر مال بسيار داران اهل دنيا بحاجت، و يارى كرده شده كسى كه بى نياز باشد از آن بآسايش. «حاجت مال بسيارداران» ظاهرست، چه در حفظ و حراست اموال محتاج بعمله و حكام و غير آنها شوند. و «راحت و آسايش كسى كه بى نياز باشد از دنيا و طلب آن نكند» محتاج ببيان نيست.
٤٩٣٩ حق على العاقل ان يقهر هواه قبل ضده.
حق است بر عاقل اين كه مغلوب سازد خواهش خود را پيش از دشمن خود.
مراد اينست كه هوا و هوس اين كس در حقيقت دشمن تر است با او از هر دشمن ظاهرى. و ضرر آن بيشتر مىرسد از ايشان، پس عاقل بايد كه دفع آنرا مقدم دارد بر دفع هر دشمنى و غلبه نمايد بر آن پيش از اين كه غلبه نمايد بر دشمن.
٤٩٤٠ حق على الملك ان يسوس نفسه قبل جنده.
حق است بر پادشاه اين كه سياست كند نفس خود را پيش از لشكر خود.
«سياست» چنانكه مكرر مذكور شد بمعنى امر و نهى كردن است و مراد اين است كه: پادشاه بايد كه امر و نهى نفس خود را و داشتن آنرا بر طاعات و بازداشتن از
[١] - اين معنى دوم ظاهرترست پس در واقع اين حديث شريف نظير« المجالس بالامانات» است كه از احاديث معتبره است و در ميان مردم بسيار معروف بلكه در حكم مثل شده است.