شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٢ - ٤٦٧٩ ثلاث هن جماع الدين، العفة، و الورع، و الحياء
نعمتها، و رعايت عهدها و پيمانها، و پيوند كردن خويشان، يعنى احسان كردن بايشان و نبريدن از ايشان.
٤٦٧٦ ثلاث هن زين المؤمن، تقوى الله، و صدق الحديث، و اداء الامانة.
سه خصلت است كه آنها زينت مؤمن اند، ترس از خدا، و راستى سخن، و پس دادن امانت.
٤٦٧٧ ثلاث هن شين الدين، الفجور، و الغدر، و الخيانة.
سه صفت اند كه عيب دين اند، فجور، و بىوفائى، و خيانت كردن. «فجور» بمعنى بر انگيخته شدن در گناهانست و بمعنى زنا نيز آمده است و بنا بر اول مراد بآن اين است كه بسيار مرتكب گناهان باشد و بىباك باشد از آنها، پس سه صفتى كه عيب دين اند بىباكبودن در مطلق گناهانست و خصوص بىوفائى و خيانت هر چند بسيار نشود و يك مرتبه باشد، و بنا بر دويم سه تا ظاهرست.
٤٦٧٨ ثلاثة يوجبن المحبة، الدين و التواضع و السخاء.
سه چيزند كه سبب دوستى مىگردند ديندارى، و فروتنى كردن، و سخاوت.
و «بودن اينها سبب دوستى خدا و خلق» ظاهرست.
٤٦٧٩ ثلاث هن جماع الدين، العفة، و الورع، و الحياء.
سه صفتاند كه آنها جمع كردن ديناند يعنى سبب آن اند عفت، و پرهيزگارى، و شرم. پوشيده نيست كه «عفت» در مشهور بمعنى باز ايستادن از حرامهاست و اين غير پرهيزگارى نيست پس ظاهر اين است كه مراد بآن در اينجا بازايستادن از سؤال و طلب از مردم باشد، يا باز ايستادن از دنيا و ترك آن.