شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨ - ٣٧٣٦ ان كنتم راغبين لا محالة فارغبوا فى جنة عرضها السموات و الارض
اگر تسليم كنى نفس خود را بخدا سالم ماند نفس تو. مراد بتسليم كردن نفس خود بخدا اين است كه بكار فرمايد آن را در آنچه او فرموده يا اين كه از روى صدق نيت و خلوص طويت واگذارد آن را باو و بسپارد باو و او را حافظ و نگه دار آن گرداند.
٣٧٣٦ ان كنتم راغبين لا محالة فارغبوا فى جنة عرضها السموات و الارض.
اگر باشيد شما رغبت كنندگان ناچار پس رغبت كنيد در بهشتى كه عرض آن آسمانها و زمين است يعنى اگر شما ناچار رغبت كنيد در چيزى و چاره آن نداشته باشيد پس چرا رغبت كنيد در دنيا رغبت نكنيد در بهشتى كه عرض آن آسمانها و زمين است و تعليق باين شرط اشاره باين است كه رغبت كردن در چيزى و عملكردن از براى آن خالى از زحمتى نيست پس اگر كسى هيچ كار نكند و رغبت در چيزى نكند پس مىتواند بود كه از راه گريز از تعب و زحمت آن باشد و اما هر گاه كسى تعب و زحمت آن را بر خود گذارد پس چرا دنياى پست مرتبه را طلبد و در طلب آن تعب و زحمت كشد و بهشت بلندمرتبه وسيع را نطلبد، و ممكن است كه معنى شرط اين باشد كه اگر بوده باشيد شما رغبت كنندگان بى گزاف يعنى حقيقت رغبت در شما باشد پس رغبت كنيد در بهشت زيرا كه رغبت معقول رغبت در آن است و رغبت در دنيا پوچ و باطل است پس گويا رغبتى است گزاف، و بر اين قياس كن شرط در فقرات بعد از اين را نيز و مراد به «بودن عرض آن آسمانها و زمين» چنانكه در قرآن مجيد نيز واقع شده اين است كه عرض آن بقدر عرض آسمانها و زمين است يعنى وسعت آن بقدر وسعت همه آنهاست و استعمال «عرض» بمعنى وسعت ميانه عرب شايع است، و ممكن است كه مراد به «عرض» مقابل طول باشد و اقتصار در بيان عظمت بر ذكر عرض نه طول باعتبار اين باشد كه هرگاه عرض معلوم شود معلوم