شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤ - ٣٧٦١ انا صنو رسول الله و السابق الى الاسلام و كاسر الاصنام و مجاهد الكفار و قامع الاضداد
بتها» آنهم مشهور و معروف است و خاصه و عامه را در آن سخنى نيست و مراد بتها است كه بر كعبه معظمه بود و آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه فرموده: رسول خدا ٦ بر دوش آن حضرت بالا رفت تا به آنها رسيد و پائين انداخت و در هم شكستند و خرد شدند و احمد بن حنبل كه يكى از ائمه اربعه اهل سنت است در مسند خود روايت كرده از ابى مريم از آن حضرت ٧ كه فرموده: رفتيم من و پيغمبر تا رسيديم بكعبه پس گفت بمن رسول خدا صلى الله عليه: بنشين و بالا رفت بر دوش من پس رفتم كه برخيزم با آن حضرت پس ديد از من ضعفى پس فرود آمد و خود بنشست از براى من و فرمود كه: بالا رو بر دوش من پس بالا رفتم بر دوشهاى مبارك آن حضرت پس بلند كرد مرا و چنين در خيال من در آمد كه اگر خواهم هر آينه برسم بكنار آسمان تا اين كه برآمدم بر خانه و بر آن بود بتى از برنج يا مس پس گرديدم من چنين كه قصد آن كنم و چاره آن نمايم از طرف راست آن و از چپ آن و پيش روى آن و از پشت سر آن تا اين كه چون خوب گرفتم آن را فرمود بمن رسول خدا ٦ كه: بينداز آن را پس انداختم آن را پس شكست چنانكه مىشكند شيشهها، بعد از آن پائين آمدم و رفتم من و رسول خدا ٦ بسرعت و شدت تا اين كه پنهان شديم بخانهها از ترس اين كه مبادا برخورد بما احدى از مردم و پوشيده نيست كه در اين روايت اگر چه يك بت مذكور شده نهايت منافات ندارد با اخبار ديگر كه در آنها بتها واقع شده موافق اين فقره مباركه زيرا كه ممكن است كه يك بت از آنها بزرگتر و عمدهتر باشد پس بآن اعتبار در اين خبر اقتصار بر ذكر آن شده باشد و «بودن آن حضرت جهادكننده با كفار» ظاهر است و هيچ كس در آن باب طرف نسبت او نتواند شد چنانكه مشهور و معروف است از تتبع اخبار و آثار كه در باب وقايع پيغمبر ٦ و همچنين وقايعى كه در ايام خلافت ظاهرى آن حضرت روى نمود وارد شده ظاهر مىشود چنانكه در جنگ بدر كه اول جنگى بود كه حق تعالى مسلمانان را امر بآن فرمود با وجود كمى مسلمانان و بسيارى كفار