شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٩ - ٤٥٠٩ تجلبب الصبر و اليقين فانهما نعم العدة فى الرخاء و الشدة
٤٥٠٧ تحل بالياس مما فى ايدى الناس تسلم من غوائلهم و تحرز المودة منهم.
آراسته شو بنوميدى از آنچه در دستهاى مردم است تا اين كه سالم بمانى از آفتهاى ايشان، و جمع كنى دوستى را از ايشان.
٤٥٠٨ تمسك بكل صديق افادتكه الشدة.
دست در زن بهر دوستى كه بخشيده باشد او را بتو سختى. يعنى در روز سختى دوست تو شده باشد، زيرا كه بر چنين دوستى كه غرض او جلب نفعى از براى خود نباشد اعتماد مىتوان كرد، نه آنان كه در ايام توسعه و فراخى دوست شوند، زيرا كه اكثر اين است كه دوستى ايشان از براى نفع خود است و چون بسختى و تنگى افتى ترك تو كنند[١].
٤٥٠٩ تجلبب الصبر و اليقين فانهما نعم العدة فى الرخاء و الشدة.
پيراهن خود كن صبر و يقين را، پس بدرستى كه آنها نيكو آماده شده اند در فراخى و سختى. «پيراهن خود كن» يعنى آنها را هميشه با خود دار و از خود جدا مكن مانند پيراهن. و مراد به «صبر» صبر است بر مصائب و نوائب و تعب و زحمت طاعات و ترك آنچه خواهش آن باشد از معاصى با وجود قدرت بر آن و به «يقين» يقين بلطف و مرحمت حق تعالى و گشايش او از براى صبر كنندگان. و «بودن اين دو امر در فراخى و سختى هر دو آماده شده و ذخيره خوبى از براى آخرت» ظاهرست.
[١] - مطابق اين بيان است آنچه سعدى گفته:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|