شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٨ - ٤٤٧٦ تكبر المرء يضعه
٤٤٧١ تأخير العمل عنوان الكسل.
پس انداختن عمل يعنى عمل خير عنوان كسالت و كاهلى است يعنى سر سخن آن است يا دليل آن است.
٤٤٧٢ تصفية العمل اشد من العمل.
صاف گردانيدن عمل سخت ترست از عمل. مراد بصاف كردن عمل خالص گردانيدن آن است از براى رضاى حق تعالى و آميخته نساختن آن بغرضى ديگر كه منافى آن باشد از ريا و مانند آن و ظاهر است كه اين معنى دشوارتر است از اصل عمل.
٤٤٧٣ تاج الملك عدله.
افسر پادشاه عدالت اوست، يعنى افسرى كه باعث سربلندى پادشاه مىشود عدالت است نه افسرى ظاهرى.
٤٤٧٤ تزكية الرجل عقله.
پاكيزگى مرد عقل اوست يعنى پاكيزگى مرد آن است كه عاقل و خردمند باشد و خود را از معاصى و صفات نقص و پستى پاكيزه دارد نه اين كه لباس و وضع خود را پاكيزه دارد.
٤٤٧٥ تواضع المرء يرفعه.
فروتنى كردن آدمى يا مرد بلند مىگرداند او را يعنى فروتنى كردن در درگاه حق تعالى و با خلق نيز.
٤٤٧٦ تكبر المرء يضعه.
تكبر كردن آدمى يا مرد پست مىگرداند او را يعنى تكبر كردن بدرگاه حق تعالى و همچنين با خلق كه صنايع اويند.