شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣١ - ٤٦٣٧ ثمرة العفة القناعة
اين آن نيست كه كسى در اصل كسب نكند، زيرا كه از كسب قدر ضرورى هرگاه نباشد چاره نيست بلكه اين كه افراط در كسب نكند و از براى زياده از قدر ضرورى يا قدر ميانه روى كسب نكند. و «عزوف» بمعنى ناخوش داشتن چيزى و برگشتن از آن و ترك آنست، و مراد بطلب طلب از مردم است نه سعى و كسب و مراد اينست كه: ثمره قناعت اينست كه كسى اعتدال در كسب كند و طلب از مردم را ناخوش دارد و ترك نمايد.
٤٦٣٥ ثمرة الدين قوة اليقين.
ميوه ديندارى قوت يقين است، يعنى يقين باحوال مبدأ و معاد. پوشيده نيست كه ظاهر اينست كه ديندارى ميوه يقين يا قوت آن باشد نه اين كه يقين يا قوت آن ميوه ديندارى باشد، و ممكن است كه گفته شود كه: اگر چه ديندارى ثمره يقينست و بسبب يقين حاصل مىشود اما قوت يقين ثمره ديندارى مىتواند بود باين كه تصلب كسى در دين سبب اين شود در واقع كه يقين او قوى گردد، و استبعادى در آن نيست.
٤٦٣٦ ثمرة الورع صلاح النفس و الدين.
ميوه پرهيزگارى صلاح نفس و دين است، يعنى اينست كه حال نفس صاحب آن مستقيم و شايسته باشد و بهلاكت نيفتد و دين او درست باشد و فاسد نشود.
٤٦٣٧ ثمرة العفة القناعة.
ميوه عفت يعنى پرهيزگارى و باز ايستادن از محرمات قناعت است. مخفى نيست كه ظاهر اينست كه عفت ثمره قناعت باشد نه اين كه قناعت ثمره عفت باشد، زيرا كه عفت امريست كه فى نفسه فايده مىتواند بود بخلاف قناعت كه فى نفسه فايده نيست تا ملاحظه فايده از براى آن نشود، و ممكن است جواب باين كه عفت را اگر چه فايده قناعت مىتوان شمرد نهايت قناعت را نيز بعد از ملاحظه فوايدى كه دارد مثل عزيز شدن نزد خدا و خلق و مأيوس شدن از خلق و فارغ شدن از تعب و زحمت