شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٧ - ٤٥٠٣ تحبب الى الله سبحانه بالرغبة فيما لديه
حذر كنيد از گناهان و منع كنيد نفسهاى خود را از آنها، پس بدرستى كه بدبخت كسى است كه سر دهد در آنها عنان خود را، يعنى عنان نفس خود را، و اين بر سبيل استعاره است كه تشبيه شده نفس باسبى كه او را لجام كنند و توان عنان آن را نگاهداشت و نگذاشت كه نافرمانى كند، و توان سرداد كه هر جا كه خواهد برود.
٤٥٠٠ تكلموا تعرفوا فان المرء مجنوء تحت لسانه.
سخن گوئيد تا شناخته شويد، پس بدرستى كه آدمى يا مرد پنهان گردانيده شده است در زير زبان او. مراد اين است كه كسى را علم و دانشى يا هنرى ديگر باشد و خواهد از براى مصلحتى كه مردم او را بشناسند بايد كه سخن گويد، زيرا كه هر مردى در زير زبان خود پنهان است و چون سخن گويد قدر و مرتبه او از هنر و بى هنرى ظاهر گردد[١].
٤٥٠١ توخ رضا الله و توق سخطه و زعزع قلبك بخوفه.
طلب كن رضاى خدا را، و حذر كن از خشم او، و بلرزان دل خود را بسبب ترس او.
٤٥٠٢ تحر رضا الله برضاك بقدره.
طلب كن خشنودى خدا را بخشنودبودن تو بتقدير او. يعنى هرگاه خود را راضى و خشنود سازى به آن چه خدا تقدير كرده خدا از تو راضى و خشنود گردد، پس طلب كن اين را بآن.
٤٥٠٣ تحبب الى الله سبحانه بالرغبة فيما لديه.
[١] - سعدى بيت زيرين را از روى اين كلام شريف ساخته است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|