شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧١ - ٣٨٥٨ إنكم ستعرضون على سبى و البراءة منى فسبونى و اياكم و البراءة منى
جايز مىشود فعل هر يك چنانكه جايز است اظهار كلمه «كفر» نزد چنين خوفى و جايز است در هريك كه نكند آن را هر چند داند كه كشته مىشود هرگاه غرض اعزاز دين باشد چنانكه در حال «جبر» بر كفر جايز است تن در دادن بكشتن و ترك اظهار كفر از براى اعزاز دين، و اين كه آن حضرت «برائت» را منع كرده باعتبار اين است كه اين لفظ وارد نشده در قرآن مجيد مگر نسبت بمشركان پس بحكم عرف شرعى مخصوص شده بايشان پس نهى آن حضرت محمول مىشود بر اين كه حرمت آن زياده است از حرمت «سب» هر چند حكم آنها در عدم جواز بى اكراه و جواز بآن يكى باشد بعد از آن گفته: و اما اماميه مىگويند كه: اكراه بر «سب» جايز مىسازد اظهار آن را و جايز نيست تن در دادن بقتل با آن و اما اكراه بر «برائت» پس جايز است با آن تن در دادن بقتل و جايز است اظهار تبرى، و تن در دادن بقتل بهتر است، تمام شد كلام او و آنچه او از اماميه نقل كرده در كلام علماى ما بنظر اين فقير نرسيده و فاضل متتبع قاضى نور الله شوشترى رحمه الله در كتاب «احقاق الحق» گفته كه اماميه گفته اند كه اظهار «تبرى» از ائمه : در مقام تقيه حرام است و استدلال كرده اند بر آن بقول امير المؤمنين ٧[١] كه فرموده «اما السب فسبونى فانه لى زكاة و لكم نجاة و اما البراءة فمد و الاعناق» يعنى اما دشنامدادن من يعنى در مقام تقيه پس دشنام دهيد مرا پس بدرستى كه آن از براى من زكاتى است و از براى شما نجاتى است، و اما برائت پس بكشيد گردنها را يعنى راضى شويد بآن و بكشيد گردنها را از براى كشته شدن بر سر آنها. و پوشيده نيست كه بنا بر آنچه او نقل كرده از مذهب اماميه نهى از برائت در اين فقره مباركه بر نهى از اظهار بيزارى جستن نيز محمول مىتواند شد و لازم نيست حمل بر نهى از برائت در دل چنانكه ما ذكر كرديم، نهايت در كلام ديگرى از علماى ما مدعى به آن چه او نقل كرده بنظر
[١] - ابن ابى الحديد را نسبت باماميه داده كه چنين روايت كرده از امير المؤمنين ٧« منه»