شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٢ - ٤٤٣٥ بلاء الرجل فى طاعة الطمع و الامل
٤٤٣١ باكر[١] الخير ترشد.
پيشى گير بخير يعنى تعجيل كن در آن تا راه راست يابى.
٤٤٣٢ بكاء العبد من خشية الله يمحص ذنوبه.
گريستن بنده از ترس خدا پاك مىسازد گناهان او را.
٤٤٣٣ بلاء الرجل على قدر ايمانه و دينه.
بلا و محنت مرد بر اندازه ايمان او و دين اوست، زيرا كه بلائى كه حق تعالى بمؤمنان مىفرستد از براى امتحان و آزمايش ايشان است و اين كه ظاهر شود بر مردم مرتبه صبر ايشان تا بان نسبت ثواب داده شوند و بدرجات بلند رسند پس هر چند ايمان و دين كسى قوى تر باشد گاه هست كه ببلا بيشتر گرفتار مىشود تا مرتبه او در تسليم و رضا بهتر ظاهر شود و بآن قدر مرتبه و درجه او بلند گردد اين است كه انبياء و اوليا صلوات الله عليهم اكثر اوقات بانواع بلايا و محن ممتحن مىشدهاند[٢].
٤٤٣٤ بركة العمر فى حسن العمل.
بركت زندگانى در خوبى عمل است يعنى عمرى كه در عمل نيكو صرف شود هر چند كوتاه باشد بركت دارد باعتبار اين كه اثر آن پاينده و جاويد بماند بخلاف عمرى كه چنان نباشد كه هر چند دراز باشد بركتى ندارد زيرا كه هر قدر كه باشد بزودى فانى شود و اثر خيرى بر آن مترتب نشود و چنين چيزى را چه بركتى تواند بود، و ممكن است كه مراد اين باشد كه عمل نيكو سبب بركت عمر و درازى آن گردد.
٤٤٣٥ بلاء الرجل فى طاعة الطمع و الامل.
[١] - در بعضى نسخ بجاى« باكر»:« بادر» ضبط شده است.
[٢] - در اين باب نيكو سروده اند:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|