شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٨ - ٣٩١٩ آفة الشرف الكبر
٣٩١٦ آفة اليقين الشك.
آفت يقين شك است «يقين» اعتماد جزم مطابق واقع را گويند و گاهى تخصيص مىدهند باعتقادى كه از روى دليل و برهان باشد و بتشكيك مشككى زايل نتواند شد و «شك» تردد در امرى است باحتمال وجود و عدم آن هر دو با تساوى احتمالين، و گاهى مستعمل مىشود در مطلق تردد در آن و عدم جزم بيك طرف هر چند يك طرف راجح باشد و بر هر تقدير «بودن شك» آفت يقين يعنى فاسد و زايل كننده آن» ظاهر است و محتاج ببيان نباشد مگر اين كه مراد قصر باشد و اين كه يقين را آفتى نباشد بغير اين كه زايل گردد و شك عارض گردد و غرض تحريص بر تحصيل يقين باشد باعتبار اين كه ما دام كه باشد آفتى نباشد از براى آن.
٣٩١٧ آفة النعم الكفران.
آفت نعمتها كفران است يعنى شكرنكردن آنها زيرا كه كفران نعمت باعث زوال آن گردد و موجب عذاب و عقاب گردد.
٣٩١٨ آفة الطاعة العصيان.
آفت طاعت عصيان است، «طاعت» بمعنى فرمانبردارى است و «عصيان» بمعنى نافرمانى است و پوشيده نيست كه نافرمانى باعث زوال فرمانبردارى است و محتاج ببيان نيست مگر اين كه مراد در اينجا نيز قصر باشد و اين كه طاعت را آفتى نباشد بغير عصيان و غرض تحريص بر طاعت باشد كه آفتى ندارد.
٣٩١٩ آفة الشرف الكبر.
آفت شرف تكبر كردن است «شرف» بمعنى بزرگى و بلندى مرتبه است و «بودن تكبر آفت آن» باعتبار اين است كه كسى را كه شرفى باشد هرگاه سبب تكبر او گردد چنانكه شايع است باعث زيان و خسران او گردد در آخرت و بسيار باشد كه سبب ذلت و خوارى او در دنيا نيز گردد.