شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٣ - ٤٤٦٠ بشر المؤمن فى وجهه و حزنه فى قلبه
ف «لا يغرنكم بالله الغرور».
پس بايد كه نفريبد شما را بخدا شيطان فريبنده يعنى بمهلتى كه خدا دشمنان ما را داده فريب ندهد شما را و آن را دليل عجز و پستى مرتبه ما نسازد مرتبه ما نزد حق تعالى اين است كه مذكور شد و تسلط دشمنان در بعضى اوقات از راه عجز ما و نقص مرتبه ما نزد خداى عز و علا نيست بلكه از براى مصالح و اسرار ديگرست.
و فرموده آن حضرت ٧ در وصف مؤمن و ذكر صفات آن:
٤٤٦٠ بشر المؤمن فى وجهه و حزنه فى قلبه.
شكفتگى مؤمن در روى اوست و اندوه او در دل او است. يعنى با مردم شكفته روئى ميكند تا باعث كدورت ايشان نشود، و دل اندوهناك باشد از ترس خدا و هول روز جزا.
اوسع شيء صدرا
. گشادهتر از هر چيزى است بحسب سينه. يعنى سينه او گشاده ترست از هر چيز بسبب اين كه غمها و كدورتهاى دنيوى تنگى نكند و گنجايش علوم و اسرار بسيار داشته باشد.
و اذل شيء نفسا
. و خوارتر از هر چيزى است بحسب نفس. يعنى خود را خوارتر از هر چيز داند و اصلا عجب و خودبينى و تكبرى نداشته باشد.
يكره الرفعة
. ناخوش مىدارد بلندى را. يعنى بلندى مرتبه دنيوى را.
و يشنأ السمعة
. و دشمن مىدارد سمعه را يعنى اين كه كارهاى خير را از براى شنيدن مردم بكند.
طويل غمه
. دراز است غم او، يعنى از ترس آخرت.
بعيد همه
. دور است اندوه او، و اين تأكيد سابق است، و ممكن است كه معنى اين باشد كه دور است همت و قصد او يعنى قصد تحصيل مراتب عاليه دارد و همت بر آن گماشته.