شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٨ - ٤٦٢٤ ثمرة العلم العمل به
ميوه شك حيرانى است. «شك» در چيزى چنانكه مكرر مذكور شد اين است كه آدمى متردد باشد ميانه دو طرف آن و هر دو مساوى باشد در نظر او، و ظاهرست كه اين معنى باعث حيرانى مىشود پس كسى كه خواهد كه در كارى حيرانى نكشد بايد كه سعى كند كه خود را در آن از شك در آرد و بيقين رساند يا ظن لااقل.
٤٦٢٠ ثمرة الشجاعة الغيرة.
وه شجاعت غيرتست، يعنى ننگ داشتن از چيزى چند كه لايق آدمى يا اهل او يا دوستان او نباشد و دفع كردن آنها، پس كسى را كه آن ننگ نباشد شجاعت او را ثمره نباشد.
٤٦٢١ ثمرة الكرم صلة الرحم.
ميوه كرم يعنى جود و سخاوت يا گرامى و بلند مرتبه بودن صله رحم است، يعنى پيوند با ايشان و احسان نمودن بايشان. و مراد اينست كه ثمره عمده آن اينست و اگر نه ثمرات ديگر بسيار دارد.
٤٦٢٢ ثمرة الشكر زيادة النعم.
ميوه شكر زيادتى نعمتهاست، چنانكه حق تعالى فرموده كه اگر شكر كنيد هرآينه زياد ميكنم نعمت را از براى شما.
٤٦٢٣ ثمرة طول الحيوة السقم و الهرم.
ميوه درازى زندگانى بيمارى و پيريست، غرض اينست كه غايت طول عمر دنيا كه آن همه مردم خواهش آن ميكنند اينست، پس آدمى بايد كه خواهش حيات اخروى داشته باشد و سعى كند از براى آن كه جاويدست و بيمارى و پيرى را در عقب ندارد.
٤٦٢٤ ثمرة العلم العمل به.