شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١٠ - ٤٢٣٥ بالحق يستظهر المحتج
چنانكه مكرر مذكور شد بمعنى ستم و سركشى كردن و سربلندى نمودن و عدول كردن از حق و دروغگفتن همه آمده، و هر يك در اين مقام مراد مىتواند بود.
٤٢٣٢ بالافضال تسترق الأعناق.
بنعمت دادن بندگى در آورده مىشود گردنها، چنانكه مكرر اين مضمون مذكور شد.
٤٢٣٣ بحسن العشرة تأنس الرفاق.
بسبب نيكوئى معاشرت انس مىگيرند رفيقان، يعنى اگر كسى با رفيقان بنيكوئى معاشرت و آميزش كند و سلوك خوب نمايد رفيقان با او انس و آرام گيرند و الا رم كنند و ترك رفاقت نمايند، و غرض اين است كه هر كه رفاقت كسى را خواهد بايد كه با او بنيكوئى معاشرت كند و اگر نه زود ترك رفاقت او كند.
٤٢٣٤ بالعلم يستقيم المعوج.
بعلم راست مىگردد كج شده يعنى اگر كسى كج شده باشد و از راه راست گشته باشد بتحصيل علم راست تواند شد و براه راست تواند آمد، يا اين كه بعلم كارها را كه كج شده باشند و از استقامت بدر رفته باشند راست مىتوان كرد بحسن رأى و تدبير درست كه بعلم و دانائى حاصل شود.
٤٢٣٥ بالحق يستظهر المحتج.
بحق پشت قوى ميكند حجت گوينده يعنى كسى كه حجت و دليل گويد بر مطلبى اگر بمقدمه چند باشد كه حق باشند پشت او قوى باشد و غلبه كند بر خصم، و اگر بمقدمه باشد كه حق نباشد پشت او قوى نباشد و هر چند خصم را عاجز و ساكت نمايد تكيه او بر تكيه گاه محكمى نباشد، چه ممكن است كه بعد از آن همان خصم يا ديگرى مطلع شود بر بطلان آن مقدمه، و ظاهر شود فساد حجت و دليل او، و غرض