شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠ - ٣٧٢٥ ان احببت سلامة نفسك و ستر معايبك فاقلل كلامك و اكثر صمتك يتوفر فكرك و يستنر قلبك و يسلم الناس من يدك
اگر واقع شود ميان تو و ميان دشمن تو قصه كه ببندى بآن قصه صلحى را و بپوشانى آن دشمن را بآن قصه پيمانى پس نگاهدارى كن خود را بوفا كردن بآن و رعايت كن پيمان خود را بامانت و بگردان نفس خود را سپرى ميانه خود و ميانه آنچه بخشيده از پيمان خود «قصه» بمعنى امر و كار است يا حديث و گفتگو و مراد اين است كه هرگاه ميانه تو و دشمن تو امرى روى داده باشد يا سخنى جارى شده باشد كه بآن صلحى بسته باشى با او و پوشانده باشى او را بآن پيمانى، تشبيه شده پيمانى كه باو داده شده باشد بجامه و خلعتى كه باو داده شده باشد و وصف بپوشاندن از آن راه است و «رعايت كن عهد و پيمان خود را بامانت» يعنى اين كه خيانتى در آن نكنى و بهر نحو كه عهد و پيمان كرده بهمان نحو آن را نگاهدارى و «بگردان نفس خود را سپرى» يعنى بگردان نفس خود را مانع از رسيدن آفتى بآن عهد كه تا تو باشى آفتى بآن نرسد مانند سپرى كه حفظ كند كسى را.
٣٧٢٥ ان احببت سلامة نفسك و ستر معايبك فاقلل كلامك و اكثر صمتك يتوفر فكرك و يستنر قلبك و يسلم الناس من يدك.
اگر دوست دارى تو سلامتى نفس خود را و پوشاندن عيبهاى خود را پس كم كن كلام خود را و بسيار گردان خاموشى خود را تا اين كه بسيار شود فكر تو و روشن شود دل تو و سالم مانند مردم از دست تو. بودن «كم كردن كلام و بسيار گردانيدن خاموشى سبب سلامتى نفس اين كس و پوشاندن عيبهاى او» ظاهر است، چه كم است كه در كلام بسيار كلامى نباشد كه مشتمل بر ضررى از براى او باشد و عيبى از آن در او ظاهر شود و همچنين بودن آن «سبب بسيارى فكر و روشنشدن دل او» زيرا كه هر چند كلام را كم كند و خاموش باشد بيشتر مشغول فكر مىتواند بود پس فكر او بسيار مىتواند شد و ظاهر است كه فكر بسيار سبب روشنى دل و نورانى شدن آن مىشود «و سالمماندن مردم از دست او» باعتبار اين است كه كلام بسيار كم است كه متضمن