شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦١ - ٤٤٣٠ بادر الطاعة تسعد
باشد و غرض از اين كلام آن باشد و حديث مذكور محمول شود بر اين كه حق تعالى از راه تفضل صدقه را بده برابر مضاعف كند و صله رحم را ببيست و چهار برابر و بنا بر اين زياده بودن ثواب تفضلى صله رحم بر صدقه كه از آن مستفاد مىشود منافات ندارد با تساوى هر دو در ثواب استحقاقى، و ممكن است كه مراد باحسان بخويشان در اينجا احسانها و مهربانيهاى غير مالى باشد و ثواب آنها ثواب صدقه باشد و مراد بآن حديث اين باشد كه مالى كه در صله رحم داده شود ببيست و چهار برابر مضاعف شود و اين زيادتى بر صدقه منافات ندارد با اين كه احسانهاى ديگر با خويشان برابر باشد با صدقه و الله تعالى يعلم.
٤٤٢٨ بلاء الانسان فى لسانه.
بلاى آدمى در زبان اوست يعنى بسيار است كه از راه زبان ببلاها گرفتار مىشود از بلاهاى اخروى و دنيوى و اگر زبان خود را نگاهدارد از آنها محفوظ مىماند و اين ظاهر است.
٤٤٢٩ بيان الرجل ينبىء عن قوة جنانه.
گفتار مرد خبر مىدهد از قوت دل او يعنى از گفتار او قوت و ضعف دل او را استنباط مىتوان كرد.
٤٤٣٠ بادر الطاعة[١] تسعد.
پيشى گير بطاعت يعنى فرمانبردارى حق تعالى تا نيكبخت شوى. و اين فقره اگر چه بلفظ «بادر» است و مناسب اين بود كه در فصل سابق سابق كه در ذكر فقراتى بود كه عنوان آنها «بادر» يا «بادروا» باشد مذكور شود نهايت چون فقره بعد كه اخت آن است بلفظ «بادر» نبود بآن اعتبار هر دو را در اين فصل ذكر نمود نه در آن فصل.
[١] - در بعضى نسخه ها بجاى« بادر الطاعة»« باكر الطاعة» ضبط است.