شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٤ - ٤٦٥٧ ثمرة التوبة استدراك فوارط النفس
ميوه معرفت يعنى شناخت احوال مبدأ و معاد ميل كردن از سراى فنا و ناخوش داشتن آنست.
٤٦٥٢ ثمرة الايمان الرغبة فى دار البقاء.
ميوه ايمان رغبت در سراى بقاست كه آخرت باشد.
٤٦٥٣ ثمرة الحكمة التنزه عن الدنيا و الوله بجنة المأوى.
ميوه حكمت پاكيزگى جستن از دنياست و شيفتگى بجنة المأوى. و مراد به «حكمت» علم راست و كردار درست است، و گاهى بر مجرد علم اطلاق مىشود و ظاهر اينست كه اينجا از آن قبيل باشد چنانكه وجه آن باندك تأملى ظاهر مىشود و «جنت» بمعنى باغ است و «مأوى» بمعنى منزل و جايگاه، و «جنة المأوى» نام بهشت است، يا نام بهشت خاصى چنانكه قبل از اين مذكور شد.
٤٦٥٤ ثمرة العقل مقت الدنيا و قمع الهوى.
ميوه عقل و خرد دشمنى دنياست، و قمع خواهش، يعنى كوبيدن آن، يا غلبه كردن بر آن، يا خوار كردن آن.
٤٦٥٥ ثمرة المجاهدة قهر النفس.
ميوه مجاهده با نفس و جنگ با آن مغلوب ساختن نفس است و او را بفرمان خود در آوردن.
٤٦٥٦ ثمرة المحاسبة صلاح النفس.
ميوه محاسبه يعنى بحساب خود رسيدن صلاح نفس است يعنى اينست كه اصلاح حال نفس شود و نگذارند كه بسبب معاصى فاسد و تباه شود.
٤٦٥٧ ثمرة التوبة استدراك فوارط النفس.
ميوه توبه بازيافت كردن تقصيرات نفس است، يعنى تلافى و تدارك آنها.