شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣ - ٣٧٧٧ انى لعلى اقامة حجج الله اقاول و على نصرة دينه اجاهد و اقاتل
دنيوى گرداند و «انتظار كشيدن أجل» يا باعتبار اين است كه مرگ محبوب مؤمن است بسبب اين كه وسيله ملاقات پروردگار و رضوان اوست از براى كسى كه نيكوكار باشد، و يا باعتبار اين كه سبب اين مىگردد كه آدمى در طاعات و عبادات و خلوص آنها اهتمام و سعى زيادى بكند.
٣٧٧٥ انى مستوف رزقى و مجاهد نفسى و منته الى قسمى.
بدرستى كه من استيفا كننده ام روزى خود را، و جنگ كننده ام با نفس خود، و بپايان رسنده ام بسوى نصيب خود. مراد اين است كه روزيى كه از براى من حتما مقدر شده من بايد كه تمام آن را استيفا كنم و تا آن را تمام نكنم مرگ را بمن راهى نيست و استيفاى آن محتاج بسعى نيست، اگر سعى نكنم نيز بايد كه آن بمن برسد و «به پايان رسندهام بسوى نصيب خود» نيز تأكيد همين معنى است و «جنگ كردن با نفس» از براى داشتن اوست بر طاعات و منع از معاصى زيرا كه نفس بى مجاهده بليغ تن به آنها در ندهد.
٣٧٧٦ انى لعلى جادة الحق و انهم لعلى مزلة الباطل.
بدرستى كه من بر جاده حقم، و بدرستى كه ايشان بر لغزشگاه باطلاند «جاده» وسط راه و معظم آن را گويند، و مراد بايشان خلفاى جور است كه غصب حق آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه نمودند و لغزشگاه باطل همان باطل است كه كسى كه بلغزد از حق بآن مى افتد و ممكن است كه مراد محل لغزشى باشد كه از آنجا بلغزند و بباطل بيفتند از شبههها و مانند آنها.
٣٧٧٧ انى لعلى اقامة حجج الله اقاول و على نصرة دينه اجاهد و اقاتل.
بدرستى كه من بر برپاىداشتن حجتهاى خدا گفتگو ميكنم، و بر يارىكردن