شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٥ - ٤٩٠٦ حصنوا اموالكم بالزكوة
هوا و هوس شده باشد و در بند آنها باشد ممكن نيست كه منتفع شود بحكمت و عمل كند بآن بلكه تا كسى خود را از بند آنها آزاد نسازد از حكمت سودى نيابد و عمل بآن نكند. و ممكن است كه: مراد جزو عملى باشد يا شامل آن نيز باشد و مراد به «عدم انتفاع بآن» اين باشد كه تحصيل آن نمىتواند كرد تا اين كه منتفع گردد بآن.
و پوشيده نماند كه در نسخه هائى كه بنظر رسيده «معلول» بعين بى نقطه است و بنا بر اين معنى اين است كه: حرام است بر عقلى كه بيمار باشد بهوا و هوس تا آخر.
نهايت چون بعضى از اهل لغت گفته اند كه «بيمار را عليل مىگويند و معلول نمىگويند» بنا بر آن بغين نقطه دار بمعنى «غل كرده شده» ترجمه شد.
٤٩٠٣ حفظ الدين ثمرة المعرفة و راس الحكمة.
نگاهداشتن دين ميوه معرفت و سر حكمت است. مراد به «معرفت» شناخت احوال مبدأ و معادست، يا مطلق علوم دينيه. و مراد به «حكمت» نيز جزو علمى است و غرض تأكيد سابق است يا تعميم در آن يا جزو عملى است و مراد اين است كه: نگاهداشتن دين ميوه علم و سر عمل است.
٤٩٠٤ حرام على كل قلب متوله بالدنيا ان يسكنه التقوى.
حرام است بر هر دل شيفته شده بدنيا اين كه ساكن شود در آن پرهيزگارى، يعنى ممكن نيست كه پرهيزگارى در آن ساكن شود و قرار گيرد.
٤٩٠٥ حد العقل الانفصال عن الفانى و الاتصال بالباقى.
حد عقل و خرد جدا شدن از فانى يعنى دنيا و پيوستن بباقى است يعنى آخرت.
و پوشيده نيست كه چون اين ثمره عقل كامل است آن را «حد عقل» بيكى از معانى مذكوره از براى حد مىتوان گفت.
٤٩٠٦ حصنوا اموالكم بالزكوة.