شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢٦ - ٤٢٩١ بترك ما لا يعنيك يتم لك العقل
بذل جهد خود در تأمل در آن و تفكر در مصالح و مفاسد آن بكند تا او را تدبير و راى درستى حاصل شود، و اگر عقل و شعور او كامل نباشد مشورت كند با كسى كه عقل و شعور او كامل باشد و او بر وجهى كه بايد تدبر و تفكر در آن كار نمايد و در بعضى نسخه ها بجاى «باصابة»: «باصالة» ذكر شده است و بنا بر اين معنى كلام اين مىشود كه: باصالت رأى يعنى محكمبودن آن قوى مىشود دور انديشى، يعنى هرگاه رأى كسى در كارها كه خواهد بكند قوى و محكم باشد دور انديشى و رعايت صلاح انجام و عاقبت او قوى باشد و اگر رأى او سست باشد دور انديشى بر وجهى كه بايد نتواند كرد زيرا كه با رأى و عزم سست اهتمام نكند در كردن آنچه بايد كه بكند و اهمال كند در آنها و بسبب آن فوت شود از او بسيارى از آنچه صلاح عاقبت او در آن باشد، و ممكن است كه مراد باصالت رأى اين باشد كه آدمى اصيل باشد در آن و تابع ديگرى نبايد بود و ظاهر است كه چنين كسى دورانديشى او قوىتر باشد از كسى كه بايد كه تابع ديگرى باشد و بنا بر اين غرض منع از اين است كه كسى خود را تابع ديگرى كند و مستقل نباشد در آنچه خواهد.
٤٢٩١ بترك ما لا يعنيك يتم لك العقل.
بترك كردن آنچه بكار نيايد ترا تمام مىشود از براى تو عقل، مراد اين است كه مشغول ساختن خود به آن چه كار اين كس نيايد باعث شغل زياد و تشويش و پراكندگى خاطر و عقل مىشود و سبب اين مىگردد كه در هيچ مطلبى مجتمع نتواند شد و بر وجهى كه بايد فكر نتواند كرد و عقل او كامل نگردد بخلاف كسى كه خود را مشغول آنها نسازد كه او خاطر خود را در مطالب ضروريه جمع تواند كرد و هرگاه عقل و فكر با جمعيت خاطر باشد و با تشويش و پراكندگى نباشد ظاهر است كه كامل و تمام گردد، و ممكن است كه مراد اين باشد كه ترك مذكور نشان و دليل تمامى عقل تو مىشود.