شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٣ - ٤٤٣٩ بقية السيف انمى عددا و اكثر ولدا
بلاى مرد در فرمانبردارى طمع و آرزوست يعنى طمع از مخلوق و آرزوهاى دور و دراز از آرزوهاى امور دنيوى، و مراد اين است كه: بلاها كه آدمى خود منشأ آنها مىشود بسبب اين دو امر است و آنچه در فقره سابق سابق گذشت كه: بلاى مرد بر اندازه ايمان و دين اوست، آن در بلاهائى است كه از جانب حق تعالى باشد پس منافاتى ميانه اين دو فقره مباركه نيست.
٤٤٣٦ بذل العلم زكاة العلم.
عطا كردن علم زكاة علم است. مراد اين است كه هر نعمتى را زكاتى باشد و زكاة علم اينست كه عطا كنند و بياموزند آن را بجمعى كه طلب آن كنند و اهل آن باشند و چنانكه زكاة مال باعث پاكيزگى و فزايش آن مىگردد بذل علم نيز سبب فزايش آن و پاكيزگى آن مىگردد.
٤٤٣٧ بالعلم تدرك درجة الحلم.
بدانش يافته مىشود پايه بردبارى يعنى علم وسيله اين مىشود كه آدمى علم و بردبارى تحصيل كند و اين پايه بلند و درجه ارجمند كه مدح انبياى عظام و اولياى كرام بآن مىشود بيابد، و ممكن است كه مراد اين باشد كه بعلم مىتوان يافت بلندى مرتبه علم و فضيلت و شرافت آن را.
٤٤٣٨ بذل العطاء زكاة النعماء.
دادن عطا زكاة نعمت است يعنى زكاة نعمت اين است كه صاحب آن از آن عطا كند بديگرى و چنانكه زكاة باعث فزايش مال مىگردد اين نيز سبب زيادتى نعمت مىشود.
٤٤٣٩ بقية السيف انمى عددا و اكثر ولدا.
باقى مانده از شمشير فزايندهترست از روى عدد و بيشترست از روى فرزند.
مراد اين است كه هرگاه جمعى بنا حق اكثر ايشان بشمشير دشمن كشته شوند