شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٢ - ٤٥٦١ تادم بالجوع و تادب بالقنوع
تعصب بكشيد از براى خصلتهاى حمد يعنى خصلتهاى ستوده يا خصلتهائى كه سبب حمد و ستايش شود از نگاهدارى حرمت همسايه، و وفا كردن بحق پيمان، و فرمانبردارى مر نيكوئى را، و نافرمانى مر تكبر را، و آراسته شويد بخصلتهاى گرامى.
٤٥٥٩ تبادروا الى محامد الافعال و فضائل الخلال و تنافسوا فى صدق الاقوال و بذل الاموال.
پيشى گيريد بسوى كارهاى ستوده، و خصلتهائى كه سبب افزونى است، و رغبت كنيد در راستى گفتارها و عطا كردن مالها.
٤٥٦٠ تقرب الى الله سبحانه بالسجود و الركوع، و الخضوع لعظمته و الخشوع.
نزديكى بجوى بسوى خداى سبحانه بسجدهكردن و ركوعكردن، و پستىنمودن از براى بزرگى او و فروتنى نمودن. و در بعضى نسخه ها بجاى «الخشوع»: «الخنوع» است و آن هم بمعنى خضوع و خشوع است.
٤٥٦١ تادم بالجوع و تادب بالقنوع.
نان خورش كن بگرسنگى، و ادب فراگير براضى شدن بقسمت. يعنى گرسنگى را نان خورش خود كن يعنى هر وقت كه چيزى مىخورى آن قدر مخور كه سير شوى بلكه اين قدر بخور كه باز قدرى گرسنه باشى، پس گويا آنچه را خورده با گرسنگى خورده و گرسنگى نان خورش آن شده، و ممكن است كه مراد اين باشد كه نان خورش فرا مگير غير گرسنگى بلكه خورش تو همين نانى باشد با گرسنگى بر وجهى كه مذكور شد، و ممكن است كه غرض اشاره باين نيز باشد كه گرسنگى كار نان خورش هم ميكند، زيرا كه غرض از نان خورش لذيذشدن نان است بآميختگى بآن و كسى كه هر چه خورد با گرسنگى خورد اگر همه نان خشك خورد چندان لذيذ باشد از براى او كه