شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٢ - ٤٥١٦ تخففوا تلحقوا فانما ينتظر باولكم آخركم
و از عقب ايشان بايشان برسيد پس بدرستى كه انتظار كشيده مىشود در حشر و نشر به «اول شما» يعنى گذشتگان شما «آخر شما» يعنى انتظار آخرين شما و رسيدن ايشان كشيده مىشود در حشر و نشر اولين تا اين كه همه يك بار حشر و نشر شوند مانند پادشاهى كه خواهد كه بعد از عرض همه لشكر او بر او هر يك را بمرتبه كه مستحق آن باشند برساند پس انتظار مىكشد در باره جمعى كه اول عرض ميشوند باين كه همه عرض شوند و تا آخر آن نيز عرض نشوند در باره اولان نيز حكمى نمىكند اين است آنچه شارحان كتاب مستطاب نهج البلاغه در شرح اين كلام معجز نظام گفته اند و پوشيده نيست كه ربط اين كلام بسابق و تعليل آن باين خالى از خفائى نست و ايشان متعرض آن نشده اند و ممكن است كه وجه تعليل اين باشد كه آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه داند كه قيام قيامت و حشر و نشر موقوف باشد باين كه نيكوكاران بعددى خاص برسند و هرگاه بآن عدد برسند قيامت قائم شود پس مراد تحريص مردم باشد بر اين كه سبكبار شويد تا عدد نيكو كاران زود بآن عدد برسد و همه محشور گشته روانه بهشت شوند و براحت و آسايش در آنجا بسر بريد، و ممكن است كه وجه آن اين باشد كه در فرستادن اولان ببهشت بعد از فراغ ايشان از حساب انتظار كشيده شود فارغ آخر آن نيز از حساب تا همه يك بار مرخص شوند كه روانه بهشت شوند و هر چند كسى سبكبار باشد حساب او زودتر شود و زودتر ملحق گردد بجمعى كه فارغ شده اند از حساب و انتظار بايشان ندهد بخلاف كسى كه گرانبار باشد كه او ديرتر فارغ شود و ايشان را انتظار دهد. و پوشيده نيست كه ثمره عمده سبكبارى وصول و خلاص از عقاب است و آن كافى است از براى ترغيب بآن پس متعرض آن نشدن و تعليل فرمودن بيكى از اين دو فايده با وجود اين كه هيچيك از آنها در مرتبه آن نيست مىتواند از راه اين باشد كه آن ثمره ظاهرى است و حاجت ببيان ندارد پس آن را حواله بظهور نموده وجهى ديگر از براى ترغيب بآن فرمودهاند كه ظهورى نداشت