شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١١٠ - ٣٩٦٢ آفة الأمانة الخيانة
كارى عاجز و ناتوان باشد در آن، كار او فاسد و باطل باشد، و غرض ازين اينست كه پادشاهان و فرمانفرمايان بايد كه هر عملى را بكسى بفرمايند كه كمال قدرت بر آن داشته باشد تا اين كه اعمال ايشان بر وجهى كه بايد بعمل تواند آمد.
٣٩٥٩ آفة الآمال حضور الآجال.
آفت اميدها رسيدن مرگهاست، مراد اينست كه اميدها و آرزوها از آدمى زايل و فاسد نگردد بلكه روز بروز در تزايد و تضاعف باشد تا اين كه مرگ در رسد و همه را فاسد و باطل گرداند.
٣٩٦٠ آفة الوفاء الغدر.
آفت وفادارى بيوفائى است، مراد اينست كه بيوفائى كسى با مردم سبب بيوفائى مردم مىشود با او پس آفت وفادارى مردم با او بيوفائى اوست با ايشان.
٣٩٦١ آفة الحزم فوت الامر.
آفت دور انديشى فوت شدن كار است، مراد اينست كه آفت دورانديشى اينست كه دورانديش گاه است كه آن قدر صبر ميكند و فكر و تأمل ميكند در كارى كه وقت آن كار فوت مىشود و دورانديشى او فاسد و باطل مىگردد، پس بايد كه دورانديش وقت را فوت نكند و هر قدر فكر و تأمل كه ميكند پيش از آن باشد كه وقت از دست برود.
٣٩٦٢ آفة الأمانة الخيانة.
آفت امانت خيانت است، مراد اينست كه امانت نگاه داشتن آفتى ندارد بغير اين كه كسى خيانت كند در اين، پس كسى كه راه خيانت بخود ندهد قبول امانت از براى او آفتى ندارد بلكه قبول آن از كسى كه محتاج بسپردن آن باشد از جمله افراد احسانست و شرعا و عقلا مستحسن است.