شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧١ - ٤١٢٧ اذا اراد احدكم ان لا يسال الله سبحانه شيئا الا اعطاه فلييئس من الناس و لا يكون له رجاء الا الله سبحانه
مذكور شد باعتبار صفات و افعال او مىشود و بسبب بجا نياوردن او شكر آن نعمت را. و مراد به «تغيير دادن عقل از او» اين است كه ديوانه و مجنون گردد بلكه اين كه حق تعالى سلب هدايت و راهنمائى از او كند تا اين كه او آنچه كند بمجرد رأى و انديشه او باشد و تدبير صلاح حال خود و باقى داشتن آن نعمت نتواند كرد و آنچه كند باعث زيان و خسران او گردد، و «بودن نيافتن عقل بر اين وجه سختترين مصيبتها» ظاهرست، چه باعث زيان خسران دنيا و آخرت گردد نعوذ بالله منه.
٤١٢٦ اذا اقبلت الدنيا على عبد كسته محاسن غيره و اذا ادبرت عنه سلبته محاسنه.
هرگاه رو كند دنيا بر بنده مىپوشاند او را نيكوئيهاى غير او را، و هر گاه رو گرداند از او مىربايد از او نيكوئيهاى او را، مراد اين است كه هرگاه دنيا رو بكسى آورد غالب اين است كه محاسنى كه در غير او باشد و در او نباشد در او حاصل شود و مخلع گردد به آنها، و هرگاه رو بگرداند از كسى غالب اين است كه در واقع محاسنى كه داشته باشد از او زايل شود و در واقع عارى گردد از آنها. و ممكن است كه مراد اين باشد كه هر گاه دنيا رو آورد بر كسى در نظر مردم چنان نيكو نمايد كه نيكوئيهاى غير او را نيز باو نسبت دهند، و هرگاه پشت گرداند از كسى در نظر مردم عارى نمايد از محاسنى كه دارد و سلب كنند آنها را از او، و اين معنى ظاهرترست.
٤١٢٧ اذا اراد احدكم ان لا يسال الله سبحانه شيئا الا اعطاه فلييئس من الناس و لا يكون له رجاء الا الله سبحانه.
هرگاه خواهد يكى از شما كه سؤال نكند از خداى سبحانه چيزى را مگر اين كه عطا كند آن را بآن پس نوميد گردد از مردم و نبوده باشد او را اميدى مگر خداى