شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٤ - ٤٤٦٠ بشر المؤمن فى وجهه و حزنه فى قلبه
كثير صمته
. بسيار است خاموشى او.
مشغول وقته
. مشغول است وقت او، يعنى در هيچ وقتى فارغ نيست و بعبث نمىگذراند بلكه همه اوقات خود را مشغول ساخته بطاعات و عبادات و فكر و ذكر و ساير افعال خير.
صبور شكور
. بسيار صبر كننده است، بسيار شكر كننده است. يعنى در بلاها و مصايب شكيباست و قلق و اضطراب نمىكند، و در نعمت و شادى طغيان نمىكند و بسبب آنها غافل نمىگردد از ياد خدا بلكه همواره شكر آنها ميكند.
مغمور بفكرته
. فرو گرفته شده است بانديشه خود يعنى فكر صلاح كار خود و اصلاح نفس خود فرو گرفته او را، بيرون نمىآيد از آن.
ضنين بخلته
. بخيلى كننده است بدوستى خود يعنى با هر كسى دوستى نكند و تا كسى را خوب نداند با او دوستى نكند تا دوستى او از براى خدا باشد، و ممكن است كه «خلته» بضم خاء خوانده نشود بلكه بفتح خاء باشد و معنى اين باشد كه بخل كننده است بحاجت خود يعنى بخيلى كند در بردن حاجت خود نزد خلق بلكه نبرد آنها را مگر نزد خداى عز و جل.
سهل الخليقة
. هموار خوست.
لين العريكة
. نرم خصلت است، و اين تأكيد سابق است.
نفسه اصلب من الصلد
. نفس او سخت ترست از سنگ سخت. يعنى كمال تصلب دارد در ديندارى و در كشيدن تعب و زحمت طاعات و عبادات و صبر بر مصائب و نوائب و از جا بر نيامدن در آنها.
و هو اذل من العبد
. و حال آنكه او خوارترست از بنده، يعنى نسبت بمؤمنان كمال نرمى و فروتنى ميكند و خود را نسبت بايشان از بنده خوارتر نمايد.