شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٥ - ٤٦٠٧ ثمرة المراء الشحناء
و زياده بر آن چندان در كار نيست بلكه حرص بر آن مانع از سعى از براى آخرت مىشود و با وجود اين مراتب ظاهرست كه رغبت او در دنيا كم مىگردد.
٤٦٠٢ ثمرة العقل لزوم الحق.
ميوه عقل و خرد لازم بودن با حق است و جدا نشدن از آن، زيرا كه عاقل ميداند كه لازم بودن با حق در هر باب سبب سعادت و نيكبختى او مىگردد و ميل از آن و عدول بباطل سبب شقاوت و بدبختى، پس اگر عاقل عمل بمقتضاى عقل خود كند و خود را بسعادت رساند عقل او را ثمره باشد، و اگر عمل نكند و بدبخت گردد ثمره بر عقل او مترتب نگردد.
٤٦٠٣ ثمرة الادب حسن الخلق.
ميوه ادب آموختن نيكوئى خو و خصلت است، يعنى اين است كه آدمى خوى و خصلت خود را نيكو كند، پس هر كه چنان نكند ثمره بر ادب آموختن او مترتب نگردد.
٤٦٠٤ ثمرة التفريط ملامة.
ميوه تقصير كردن سرزنشى است يعنى تقصير كردن در امور اخروى، و همچنين آنچه ضرور باشد از امور دنيوى. و مراد بسرزنش سرزنش خدا و خلق هر دو است.
٤٦٠٥ ثمرة الفوت ندامة.
ميوه فوت پشيمانى است. مراد فوت كردن هر مطلب ضرورى است از مطالب آخرت و دنيا، و غرض اينست كه كاهلىكردن در آنها و سعى نكردن تا اين كه فوت شود ثمره بغير ندامت و پشيمانى ندارد.
٤٦٠٦ ثمرة العجب البغضاء.
ميوه خود بينى شدت دشمنى است. يعنى دشمنى حق تعالى يا صاحب آن، و دشمنى خلق نيز.
٤٦٠٧ ثمرة المراء الشحناء.