شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣ - ٣٧٥٠ ان جعلت دينك تبعا لدنياك اهلكت دينك و دنياك و كنت فى الآخرة من الخاسرين
مقرر كن كه هر كه خواهد بدى كند انكار كند بر او و منع كند او را از آن و اين نگهبان مقرر باشد بر كوچك و بزرگ نه خصوص زنان تا اين كه ايشان نيابند كه از خصوص ايشان چيزى بتو رسيده چه اين معنى باعث زيادتى جرأت ايشان مىشود و همچنين بر مردم نيز اين معنى ظاهر نشود و سبب رسوائى نگردد.
و اياك ان تكرر العتب فان ذلك يغرى بالذنب و يهون العتب.
و بپرهيز از اين كه مكرر كنى ملامت را پس بدرستى كه آن حريص مىگرداند بر گناه و خوار مىگرداند ملامت را اين تتمه كلام سابق است يا تتمه كلام ديگر كه در اينجا نقل نشده و حرف عطف از براى آن است و مراد اين است كه هرگاه كسى را بر كار بدى ملامت كردى تكرار مكن ملامت او را زيرا كه هر چند تكرار كنى آن را قبح آن گناه در نظر او و همچنين حيا و شرم او كم مىشود و اين در حقيقت باعث تحريص او مىشود بر آن گناه، و خوار شدن ملامت بعد از تكرار آن ظاهر است و محتاج ببيان نيست.
٣٧٤٩ ان سمت همتك لاصلاح[١] الناس فابدأ بنفسك فان تعاطيك صلاح غيرك و انت فاسد اكبر العيب.
اگر بلند شود همت تو از براى اصلاح مردم پس ابتدا كن بنفس خود پس بدرستى كه فرا گرفتن تو صلاح غير خود را و حال آنكه تو خود فاسد باشى بزرگترين عيب است.
٣٧٥٠ ان جعلت دينك تبعا لدنياك اهلكت دينك و دنياك و كنت فى الآخرة من الخاسرين.
[١] - در نسخه مسجد سپهسالار« صلاح» بجاى« اصلاح» ضبط شده است ليكن ترجمه« اصلاح حال است»