شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٥٨ - ٤٤٢١ بئس الاختيار التعوض بما يفنى عما يبقى
غلبه كرد هرزه گويد و دشنام دهد و انواع سبكيها از او ظاهر شود، و همچنين «نزديك گردانيدن آن شر را» ظاهر است، زيرا كه غالب اين است كه سبب اين مىشود كه آزارى چند كند آن كسى را كه خشم بر اوست زياده از قدرى كه مستحق آن باشد بلكه بسا باشد كه بغير حق منجر بهلاكت نفوس و تلف اموال گردد و همچنين «دور گردانيدن آن خير را» ظاهر است چه دور ميكند از حلم و بردبارى و هموارى و مانند آنها از صفات حميده.
٤٤١٨ بئس الخليقة البخل.
بدخوئى است بخيل بودن.
٤٤١٩ بئس الشيمة الامل يفنى الاجل و يفوت العمل.
بدخصلتى است اميد، فانى مىسازد مدت عمر را و فوت ميكند عمل را يعنى بد خصلتى است قانع نبودن و آرزوها و اميدهاى دور و دراز در دنيا داشتن زيرا كه مشغول مىسازد آدمى را بسعى از براى آنها تا اين كه فانى مىشود مدت عمر و فوت مىشود عملهاى خيرى كه باعث رستگارى آخرت باشد.
٤٤٢٠ بئست الدار الدنيا.
بدسرائى است دنيا يعنى از براى كسى كه دل بر آن بندد و آن را منزل اقامت گرداند نه كسى كه در آن اكتساب توشه آخرت نمايد.
٤٤٢١ بئس الاختيار التعوض بما يفنى عما يبقى.
بد برگزيدنى است عوض گرفتن آنچه فانى مىشود كه دنيا باشد از آنچه باقى مىماند كه آخرت باشد يعنى از سر آخرت گذشتن از براى دنيا.