شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥ - ٣٧١٦ ان كنت جازعا على كل ما يفلت من يديك فاجزع على ما لم يصل اليك
٣٧١٤ ان كان فى الكلام البلاغة ففى الصمت السلامة من العثار.
اگر بوده باشد در كلام بلاغت پس در خاموشى سلامتى است از لغزش. مراد اين است كه اگر چه در سخن گفتن صفت كمالى باشد كه آن بلاغت است در خاموشى نيز در برابر آن صفت كمالى باشد كه آن ايمنى است از لغزش زيرا كه سخنگو بسيار است كه از روى غفلت سخنى گويد كه ضرر كند باو و در خاموشى اين احتمال نيست پس سخن گوهر چند بليغ باشد سخن گفتن او مطلقا بر خاموشى ترجيح ندارد بلكه هر يك را بر ديگرى از راهى ترجيحى باشد.
٣٧١٥ ان كان فى الغضب الانتصار ففى الحلم ثواب الابرار.
اگر بوده باشد در خشم انتقام كشيدن پس در بردبارى است ثواب نيكوكاران يعنى اگر چه غضب و خشم بر كسى گاهى سبب انتقام و تسلى اين كس بسبب تلافى گناهى كه او كرده مىشود اما در حلم و بردبارى اجر او ثواب نيكوكاران است و كجاست فضيلت و رتبه آن از آن انتقام كه بسبب خشم حاصل شود.
٣٧١٦ ان كنت جازعا على كل ما يفلت من يديك فاجزع على ما لم يصل اليك.
اگر باشى تو جزع كننده بر هر چه بدر رود از دستهاى تو، پس جزع كن بر آنچه نرسيده باشد بسوى تو، مراد اين است كه پر تفاوتى نيست ميانه اين كه نعمتى باين كس رسيده باشد و از دست او بدر رود يا اين كه باين كس نرسيده باشد در اصل پس كسى كه جزع كند بر آنچه از دست او بدر رود از ولد يا مال يا جاه و مانند آنها پس بايد جزع كند بر آنچه نرسيده باشد از آنها نيز باو كه چرا باو داده نشده و ظاهر است كه كسى جزع كند بر اين بايد كه هميشه در جزع باشد و هرگز خلاصى نداشته باشد زيرا كه نعمتهاى داده نشده نسبت بهر كس فزون از حد و حصر است پس كسى را