شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧١ - ٤٧٨٢ جعل خوفه من العباد نقدا و من خالقهم ضمانا و وعدا
٤٧٨١ جماع الخير فى الموالاة فى الله، و المعاداة فى الله، و المحبة فى الله، و البغض فى الله.
جمع كردن خير در دوستى كردن با يكديگرست در راه خدا، و دشمنى كردن با يكديگر در راه خدا، و دوستى در راه خدا، و دشمنى در راه خدا. مراد باول دوستى كردن و دشمنىكردن با جمعى است كه باشند و ايشان نيز دوستى و دشمنى كنند، و مراد بدوم دوست داشتن و دشمن داشتن گذشتگانست در راه خدا، و همچنين دوست داشتن و دشمن داشتن كارها و چيزها در راه خدا.
و فرموده آن حضرت ٧ در باره كسى كه مذمت او مىفرموده:
٤٧٨٢ جعل خوفه من العباد نقدا و من خالقهم ضمانا[١] و وعدا.
گردانيده ترس خود را از بندگان نقد و از آفريننده ايشان ضامنى و وعده. يعنى ترس او از مردم نقد و حاضر است و از خدا همين است كه ضامن مىشود[٢] و وعده ميكند كه: خواهم ترسيد، و بالفعل نمى ترسد.
[١] - در أقرب الموارد گفته:« الضمان( بالفتح) عبارة عن رد مثل الهالك ان كان مثليا أو قيمته ان كان قيميا» و در منتهى الارب گفته:« ضمن الشيء و به ضمانا و ضمنا( بالفتح فيهما) پذيرفت آنرا» و در اقرب الموارد نيز فعل و مصدر آنرا چنين ضبط كرده و« ضمانة» را نيز بفتح بر آن افزوده است، ليكن كلمه« ضمانا» در اينجا مصحف« ضمارا» است بكسر ضاد و براء در آخر چنانكه شرح داده مىشود.
[٢] - گويا تصحيفى در نسخ غرر الحكم و درر الكلم بكار رفته و شارح( ره) نيز بآن متفطن نشده است و اصل« ضمار» است براء مهمله كه بمعنى وعده مسوفه باشد توضيح آنكه اين عبارت را آمدى( ره) از خطبه صد و پنجاه و هشتم نهج البلاغه گرفته است و عبارت خطبه در آنجا اين است( جلد دوم شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد چاپ مصر، ص ٤٦٩)« و كذلك ان هو خاف عبدا من عبيده أعطاه من خوفه ما لا يعطى ربه فجعل خوفه من العباد نقدا و خوفه من خالقه ضمارا و وعدا» و ابن أبى الحديد ضمن شرح خطبه نسبت بكلمه« ضمار» چنين گفته:« و الضمار ما لا يرجى من الوعود و الديون، قال الراعى:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|