شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٠ - ٥٠٤٣ خذ الحكمة انى كانت فان الحكمة ضالة كل مؤمن
و تفضل را يعنى در هر باب با مردم عدالت كن، و هيچ امرى را بناحق جارى مساز مگر بخششى را كه بعنوان تفضل بى اين كه بر تو حقى باشد بكنى.
٥٠٤٠ خذ من امرك ما يقوم به عذرك، و تثبت به حجتك.
فراگير از كار خود آنچه بر پاى بايستد بآن عذر تو، و پاى بر جا باشد بآن حجت تو، يعنى برهان تو يا غلبه تو. يعنى هر كارى كه بكنى چنان كن كه عذر تو در آن باب قائم باشد و برهان يا غلبه تو ثابت باشد يعنى اگر كسى در آن باب بر تو اعتراضى كند عذر تو قائم باشد و غلبه تو بر او ثابت باشد.
٥٠٤١ خذ مما لا يبقى لك لما يبقى لك و لا يفارقك.
فراگير از آنچه باقى نمىماند از براى تو براى آنچه باقى مىماند از براى تو، و «جدا نمىشود از تو» يعنى فراگير از دنياى فانى توشه از براى آخرت كه پاينده و باقى است.
٥٠٤٢ خذ القصد فى الامور، فمن اخذ القصد خفت عليه المؤن.
فراگير ميانه روى را در هر چيز، پس هر كه فراگيرد ميانهروى را سبك باشد بر او مؤنتها و اخراجات.
٥٠٤٣ خذ الحكمة انى كانت فان الحكمة ضالة كل مؤمن.
فراگير حكمت را هر جا كه بوده باشد، پس بدرستى كه حكمت گم شده هر مؤمن است. مراد اينست كه: بياموز حكمت را يعنى علم درست را نزد هر كس كه باشد خواه خوب باشد و خواه بد، زيرا كه حكمت در حقيقت حق هر مؤمنى است و تعلق باو دارد و هر چه را نداند از آن بمنزله مالى است كه گم شده باشد از او، پس هر جا كه بيابد بگيرد آنرا كه مال گمشده اوست كه پيدا شده.