شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٥ - ٤٥٧١ تحمل يجل قدرك
٤٥٦٧ تغمد الذنوب بالغفران سيما فى ذوى المروءة و الهيئات.
بپوشان گناهان را يعنى گناهان مردم را بآمرزش خصوصا در صاحبان مروت و سيرتها، «مروءت» چنانكه مكرر مذكور شد بمعنى مردى است يا آدميت. و مراد به «صاحبان سيرتها» جمعىاند كه ميان مردم آبرو و عزتى داشته باشند و از خفت و ذلت بيباك نباشند.
٤٥٦٨ تعجيل البر زيادة فى البر.
شتابكردن در نيكوئى زيادتى است در نيكوئى.
٤٥٦٩ تأخير الشر افادة خير.
پسانداختن شر كسبكردن خيريست يا عطاكردن خيريست يعنى پس انداختن كسى شر كسى را كه خواهد بعمل آورد همين كسب خيريست از براى او، يا عطاكردن خيريست از او هر چند بالكليه آن را رفع نكرده باشد، و ممكن است كه شامل پس انداختن اين كس نيز باشد شرى را كه اراده داشته باشد، زيرا كه آن پس انداختن از براى او كسب خيريست يا عطاى خيريست[١] هر چند آخر آن شر را بعمل آورد.
٤٥٧٠ تغافل يحمد امرك.
تغافل كن تا ستوده شود كار تو، مراد تغافل از گناهان و تقصيرات مردم است و خود را بىخبر وانمودن از آنها.
٤٥٧١ تحمل يجل قدرك.
تحمل كن تا بلند شود قدر تو. مراد تحمل بىادبيها و درشتيهاى مردم است،
[١] - شارح( ره) در حاشيه نسبت باين دو احتمال چنين گفته:« اين ترديد باعتبار اينست كه« افاده چيزى» بمعنى عطا كردن آن و كسب كردن آن هر دو آمده، و درين مقام هر دو مناسب است، منه».