شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٣ - ٤١٥٣ اذا زكى احد من المتقين خاف مما يقال له فيقول انا اعلم بنفسى من غيرى و ربى اعلم بنفسى منى، اللهم لا تؤاخذني بما يقولون و اجعلنى افضل مما يظنون
به «غالب بودن صلاح بر روزگار» غالب بودن آن است بر اهل آن پس «و اهل آن» بدل از آنست و بيان مراد از آنست.
٤١٥١ اذا استولى الفساد على الزمان و اهله ثم احسن الظن رجل برجل فقد غرر.
هرگاه غالب باشد فساد و ناراستى بر روزگار و اهل آن پس نيكو گرداند گمان را مردى بمردى پس خود را در معرض هلاكت انداخته، مراد به «غالب بودن فساد بر روزگار» غالب بودن آنست بر اهل آن چنانكه در فقره اول مذكور شد و غرض از اين دو فقره شريفه اين است كه در هر زمانى بايد گذاشت بناى حال هريك از اهل آن زمان را بر آنچه غالب حال ايشان باشد مگر اين كه خلاف آن ظاهر شود پس هرگاه غالب احوال اهل زمانى صلاح و راستى باشد بايد كه گمان صلاح و راستى بهر يك از ايشان داشت مگر اين كه خلاف آن ظاهر شود، و همچنين اگر غالب حال ايشان فساد و ناراستى باشد بايد كه بد گمان بود بايشان و اعتماد نكرد بر هيچيك از ايشان مگر اين كه خلاف آن ظاهر گردد.
٤١٥٢ اذا راى احدكم المنكر و لم يستطع ان ينكره بيده و لسانه و انكره بقلبه و علم الله صدق ذلك منه فقد انكره.
هرگاه ببيند يكى از شما منكرى را يعنى كار نا مشروعى را از كسى و قدرت آن نداشته باشد كه انكار كند آن را بدست خود و زبان خود و انكار كند آن را بدل خود يعنى بد داند آن را در دل خود و بداند خدا راستى اين معنى را از او پس بتحقيق كه انكار كرده آن را يعنى انكارى كه بر او لازم است بعمل آورده و انكار بدست يا بزبان باعتبار عدم قدرت بر آنها از او ساقط است و بسبب ترك آنها مؤاخذه بر او نيست.
٤١٥٣ اذا زكى احد من المتقين خاف مما يقال له فيقول انا اعلم بنفسى من غيرى و ربى اعلم بنفسى منى، اللهم لا تؤاخذني بما يقولون و اجعلنى افضل مما يظنون.