شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١٥ - ٤٢٥٢ بعوارض الآفات تتكدر النعم
٤٢٤٨ بالفناء تختم الدنيا.
بنيستى ختم مىشود دنيا يعنى عاقبت دنياى هر كس فنا و زوال است، و همچنين عاقبت تمام دنيا، پس شايسته آن نيست كه كسى دل بآن بندد و حريص بر آن باشد.
٤٢٤٩ بالحرص يكون العناء.
بسبب حرص ميباشد رنج، زيرا كه حريص هميشه در تعب و رنج طلب باشد و هر چه حاصل شود طلب زياده بر آن كند و هرگز از طلب باز نايستد.
٤٢٥٠ بالياس يكون الغناء.
بنوميدى ميباشد توانگرى يعنى نوميد ساختن خود از خلق و قطع طمع از ايشان در حقيقت توانگرى است، زيرا كه توانگرى زياده از آن نباشد كه كسى را حاجت بخلق نباشد، و ممكن است كه مراد اين باشد كه سبب توانگرى ظاهرى گردد و بسبب آن حق تعالى او را توانگر گرداند.
٤٢٥١ بالمعصية تكون الشقاء.
بسبب نافرمانى ميباشد بدبختى، يعنى بدبختى اين است كه كسى عصيان كند و فرمان حق تعالى نبرد و عاقبت خود را تباه گرداند نه اين كه در دنيا فقير و بى چيز باشد يا ببلاها و مصيبتها گرفتار گردد چنانكه بسيارى از مردم گمان ميكنند.
٤٢٥٢ بعوارض الآفات تتكدر النعم.
بآفتها كه عارض ميشوند تيره و ناصاف مىگردد نعمتها، مراد اين است كه نعمتهاى دنيوى از براى كسى صاف نمىماند و همواره بورود عوارض و آفات مكدر و تيره مىگردد پس شايسته آن نيست كه كسى حريص بر آنها باشد و سعى در طلب آنها كند، سزاوار سعى نعمتهاى اخروى است كه كدورت را به آنها اصلا راهى نيست.