شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣٢ - ٤٣١٥ بقدر علو الرفعة تكون نكاية الوقعة
باشد كه بسبب آن از بلائى محفوظ ماند.
٤٣١٢ بعقل الرسول[١] و ادبه يستدل على عقل المرسل.
بعقل فرستاده شده و ادب او استدلال كرده مىشود بر عقل آنكه او را فرستاده.
مراد اين است كه ايلچيى كه پادشاهى بجائى فرستد و همچنين هر كه برسالت از نزد بزرگى بجائى رود بايد كه ملاحظه شود كه صاحب عقل و ادب باشد زيرا كه مردم از عقل و ادب او استنباط مرتبه عقل و ادب آنكه فرستاده ميكنند پس هر چند عقل و ادب او كاملتر باشد گمان ميكنند كه فرستنده او نيز چنين است و اگر نادان و بى ادب باشد گمان ميكنند كه فرستنده او نيز چنان است.
٤٣١٣ بالبشر و بسط الوجه يحسن موقع البذل.
بشكفتگى و گشاده روئى نيكو مىشود جايگاه بخشش يعنى هرگاه كسى بكسى بخششى كند اگر آن را از روى شكفتگى و گشاده روئى دهد آن بخشش در نظر او و همچنين نزد حق تعالى مرتبه نيكو داشته باشد و اگر نه آن بخشش را وقعى و رتبه در نظر او نباشد و همچنين نزد حق تعالى.
٤٣١٤ بايثار حب العاجلة صار من صار الى سوء الآجلة.
بسبب برگزيدن دوستى دنيا كه حاضر است رفته هر كه رفته بسوى بدى آخرت كه آينده است.
٤٣١٥ بقدر علو الرفعة تكون نكاية الوقعة.
بقدر بلندى رفعت ميباشد كاويدن زخم واقعه يعنى الم و درد مصيبت و بلائى كه واقع شود و تشبيه شده آن بالم و درد كاويدن زخم و اين يا باعتبار اين است
[١] - در حاشيه كتاب بمناسبت رسول و فرستاده شعر فردوسى را ياد كرده:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|