شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٠ - ٤٦٣٤ ثمرة القناعة الاجمال فى المكتسب و العزوف عن الطلب
٤٦٣١ ثمرة الذكر استنارة القلوب.
ميوه ذكر و ياد خدا روشن شدن دلهاست.
٤٦٣٢ ثمرة الحسد شقاء الدنيا و الآخرة.
ميوه حسد و رشك بدبختى دنيا و آخرتست. «حسد» چنانكه مكرر مذكور شد اينست كه آدمى نعمتى را كه بر كسى ببيند غمگين شود از آن و آرزوى آن كند كه آن زايل شود از او، خواه از براى خود خواهد و خواه نخواهد. و «بودن ثمره آن بدبختى دنيا و آخرت» ظاهرست، زيرا كه صاحب آن در دنيا هميشه در الم حزن و اندوه است زيرا كه كم اتفاق مى افتد كه نعمتى بر كسى نبيند و بسبب آن محزون و غمگين نگردد، و «بدبختى اخروى او» نيز ظاهرست، زيرا كه آن از صفاتيست كه ذم آن در شرع اقدس بسيار شده.
٤٦٣٣ ثمرة الاخوة حفظ الغيب و اهداء العيب.
ميوه برادرى حفظ غيبست و هديه دادن عيب يعنى. اينست كه هر يك در غايبانه ديگرى جانب او را نگاهدارند بذكر و ياد او بخوبى، و زجر و منع كسى كه او را ببدى ياد كند و دعا و استغفار و مانند اينها از لوازم برادرى. و مراد به «هديه آوردن عيب» اينست كه عيب هم را بيكديگر بگويند تا از خود زايل كنند و اين را بمنزله تحفه و هديه دانند كه برادران از براى يكديگر مىبرند چه تحفه و هديه به از اين نمىباشد كه عيبى از كسى زايل شود و مراد به «برادرى» دوستى است يا مطلق برادرى كه همه مؤمنان با يكديگر دارند بسبب ايمان كه در حقيقت آن هم دوستى را لازم دارد.
٤٦٣٤ ثمرة القناعة الاجمال فى المكتسب و العزوف عن الطلب.
ميوه قناعت اعتدال در كسبست و عزوف از طلب، مراد اينست كه قناعت اينست كه كسى ميانه روى كند يا اين كه هرگاه نباشد زياده از قدر ضرورى نخواهد، و ثمره