شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٢ - ٤١٢٩ اذا زادك السلطان تقريبا فزده اجلالا
سبحانه يعنى مگر اميد باو، و ممكن است كه مراد اين باشد كه نبوده باشد او را محل اميدى مگر خداى سبحانه.
٤١٢٨ اذا هبت امرا فقع فيه فان شدة توقيه اشد من الوقوع فيه.
هرگاه بترسى از امرى پس بيفت در آن پس بدرستى كه سختى حذر از آن سخت تر است از افتادن در آن، مراد اينست كه ترس از چيزى كه بايد واقع شود و هميشه در انديشه آن بودن سخت تر است از افتادن در آن تا هر چه بشود واقع شود و در آن خوف و ترس نبايد بود مثل اين كه دشمنى بر سر راه اين كس بيايد و هر لمحه احتمال اين باشد كه او حمله كند بر اين كس پس توقف كردن در آنجا و هميشه در آن خوف و انديشه بودن دشوارتر است از اين كه برود تا اين كه هر چه شد نيست واقع شود و از آن ترس و خوف خلاص گردد، و همچنين در نظاير آن، مثل اين كه دواى تلخى را بايد خورد يا اين كه عضوى را داغ بايد كرد يا قطع بايد نمود پس تأخيركردن آن بسبب خوف دشوارى آن و در آن ترس بودن دشوارتر است از رنج و تعبى كه در خوردن آن يا كردن آن بايد كشيد پس بهتر مبادرت كردن به آنست و خود را از آن خوف و ترس فارغ ساختن.
٤١٢٩ اذا زادك السلطان تقريبا فزده اجلالا.
هرگاه زياد كند ترا پادشاه نزديك فرمودن پس زياد كن او را تعظيم و اجلال.
مراد اينست كه هر چند ترا پادشاه مقربتر گرداند تو تعظيم و اجلال او بيشتر كن تا اين كه شكر شفقت او بجا آيد و ايضا بسبب اين كه توقع پادشاهان رعايت تعظيم و ادب ايشان را از مقربان درگاه ايشان كه بطور و طرز ايشان واقف شدهاند بيشتر است از جمعى كه راهى در آن درگاه نداشته باشند و از رسوم و آداب ايشان بى خبر باشند پس هر چند كسى مقرب پادشاه گردد گمان اين نكند كه با او مانند دوستان و مصاحبان